|
وبسایت موسسه هنری هنر پارسیان سلسله موی دوست حلقه دام بلاست هر که در این حلقه نیست فارغ ازاین ماجراست
| ||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||
|
روز ولادت بانوی دو عالم حضرت فاطمه(س) و روز گرامیداشت مقام زن مبارک مدیر مجله هنری هنر پارسیان www.honarvaran1.fay.ir
موضوعات مرتبط: اجتماعی برچسبها: یا فاطمه الزهرا, روز مادر, عکس در مورد روز مادر, روز مادر مبارک, مادر مبارک روزن [ چهارشنبه یازدهم اردیبهشت 1392 ] [ 17:30 ] [ مدیریت هنر پارسیان ]
مصاحبه ای با سالار عقیلی و همسرش ![]() گاهي آدمها همديگر را كشف ميكنند. كشف يكآدم ديگر،
كار لذت بخشي است، اين كه جايي خارج از وجود خودت، توي وجود يك آدم ديگر
نقطههايي را ببيني كه هيچ كس جز تو آنها را نميبيند و حتي خود آن آدم هم
از وجودشان بي خبر است. اين جور وقتها، آدم دلش ميخواهد كشفش را به ثبت برساند. ميخواهد از يك جاي بلند، رو به همه دنيا فرياد بزند كه من، خودم او را پيدا كردهام و ميخواهم همهتان او را ببينيد! داستان زندگي «سالار عقيلي» و «حرير شريعت زاده» هم از همين كشف شروع شد. وقتي حرير احساس كرد چيزي در صداي سالار هست كه خوب است بقيه هم آن را بشنوند، ديگر كوتاه نيامد. خودش كفش آهنين پوشيد و همراه دايياش راه افتاد تا مقدمات كار را فراهم كند. ميخواست در يك كنسرت رسمي و جدي، هم صداي سالار را به گوش بقيه برساند، هم سبك خاصش را در نواختن پيانو نشان بدهد. اين طوري بود كه اولين كنسرت مشتركشان را برگزار كردند. سالار عقيلي هم گرچه كم تجربه و جوان بود، تسليم تهديد جدي حرير شد كه گفته بود اگر نيايي، با يك خواننده ديگر كنسرت را برپا مي كنم. حالا، سالها از برگزاري اولين كنسرت مشترك آنها ميگذرد و در اين مدت، بارها در كنار هم روي صحنه رفتهاند. نام سالار عقيلي هم ديگر براي همه اهالي موسيقي نام آشنايي است، اما افتخار اين خانواده كوچك در اين است كه استاد محمدرضاشجريان، تمام نوار ضبط شده اولين كنسرت آنها را در يك نشست شنيده، تشويقشان كرده و حرير، در آلبوم «بوي باران» استاد، نوازندگي كرده است. همه اينها را اضافه كنيد به اين كه 26 تا 28 ارديبهشت، سالار عقيلي همراه اركستر ملي به رهبري فرهاد فخرالديني در تالار وحدت برنامه اجرا ميكند. سالار عقيلي موفقيت هنري خود را مديون همسرش ميداند چطور با هم آشنا شديد؟ سالار: قضيه مال 13 سال پيش است. آن موقع من دانشآموز هنرستان موسيقي بودم. از طرف هنرستان در جشنواره موسيقي كنسرت داشتيم. وقتي كنسرت تمام شد، همسرم به اتفاق يكي از اقوامشان براي تشكر، پشت صحنه آمدند. آن موقع خيلي كم سن بودند؛ تقريبا همسن خودم. خيلي از برنامه خوششان آمده بود. داييشان كه همراهشان بودند، گفتند كه خواهرزاده من هم آواز ميخواند. برايم خيلي جالب بود كه ميشنيدم يك دختر خانم هم آواز ميخواند. بعد اين آشنايي ادامه پيدا كرد؟ سالار: بله. شماره مرا گرفتند و بعدها يك روز خانوادهشان تماس گرفتند و از من دعوت كردند تا بروم خانهشان. آنجا من آواز خواندم. ارتباط ما خيلي خانوادگي و سالم آغاز شد. چند سال قبل از ازدواج ايشان را ميشناختيد؟ 4-3 سال. خانم شريعتزاده! شما آن روز كه پشت سن، آقاي عقيلي را ديديد، فكر ميكرديد يك روز با هم ازدواج كنيد؟ نه، اصلا! من توي اين فكرها نبودم. آن موقعها اصلا اين حالا و هواها را نداشتم. زندگيام همهاش كلاس موسيقي، تمرين و... بود. آن قدر سرم با اين كارها شلوغ بود كه هيچ به اين چيزها فكر نميكردم. فكر و ذكرم موسيقي بود. آن روز از چه چيزي در آقاي عقيلي خوشتان آمد؟ از سالار به خاطر اينكه به عنوان يك نوجوان خيلي به كارش مسلط بود خوشم آمد. روي صحنه، با يك گروه آماتور هنرستاني اجرا كرد و اجراي خوبي هم داشت. به نظرم آن صدا اصلا به آن سن نميخورد. غير از اين، از بچگي هميشه از هنرمندها خوشم ميآمد. مادرم هم يادم داده بود كه بعد از هر برنامه هنري برو تشكر كن تا هنرمند تشويق شود. حتي استاد شجريان هم كه اجرا داشتند من ميرفتم پشت صحنه و منتظر ميشدم تا به ايشان تبريك بگويم. آن روز هم به عنوان يك تماشاچي به ايشان تبريك گفتم. هيچ وقت با هم كار نكرديد؟ حرير: چرا. در خيلي از كنسرتها با هم بودهايم. سالار: اولين كار جدي و حرفهايمان هم با هم بود. همسرم اصرار داشت كه يك كنسرت مشترك برگزار كنيم. آن موقع 19-18 سالمان بود. من تا آن وقت كنسرت نداده بودم و نميدانستم بايد چه كار كنم. همه چيز يك دفعهاي شد. من ميگفتم بلد نيستم و ميترسم. چون من پيگيري نكردم، داييشان و خودشان همه كارها را انجام دادند؛ مجوز گرفتند، سالن گرفتند و خلاصه همه كارها را درست كردند. من فقط چند روز تمرين كردم و بعد براي اولين بار روي صحنه رفتيم. در فرهنگسراي شفق، به ياد استاد بنان اولين كنسرتمان را برگزار كرديم و شروع كار من و شناخت من از جامعه هنري و شناخت مردم از من، همان جا شروع شد. وقتي آقاي عقيلي با شما همراهي نكرد، ناراحت نشديد؟ حرير:چرا. وقتي سالار اولين بار گفت براي اجرا نميآيم، من هم دست گذاشتم روي حساسيتهايش؛ گفتم اگر نيايي، با يك خواننده ديگر ميخوانم. بعدش سريع گفت نه، ميآيم. اينكه سريع تغيير عقيده داديد، جنبه حرفهاي داشت يا دليل احساسي؟ سالار: كاملا احساسي بود، چون من آنموقع اصلا حرفهاي نبودم و روي صحنه نرفته بودم. در طول اين 10 سال، بيشتر از هزار كنسرت دادهام ولي آن زمان اصلا توي اين باغها نبودم؛ بيشتر به خاطر رابطهمان اين كار را كردم. خانم شريعت زاده! چرا اصرار داشتيد كه با هم كنسرت بدهيد؟ خب، ميخواستم كار حرفهايمان را شروع كنيم. ميخواستم از يك جايي شروع كنيم. سبك خاصي را در پيانو ياد گرفته بودم كه دوست داشتم آن را ارائه كنم. آن زمان، يكي از كارهاي استاد بنان را هم بازسازي كرده بودم. غير از آن، دوست داشتم سالار يك جوري به جامعه موسيقي معرفي بشود. ميدانستم اگر در خانه بنشيند و براي خودش بخواند، اين اتفاق نميافتد. خودش هم قدم جلو نميگذاشت. بيشتر به خاطر معرفي او اين كار را كردم. چرا به خاطر ايشان؟ مگر آقاي عقيلي چه ويژگياي داشتند؟ به خاطر صدايش. فكر ميكردم صدايي كه دارد، شايد در 40 سالگي يك چيز طبيعي باشد، اما در آن سن، خيلي عجيب بود؛ جوان 18 سالهاي بود كه صداي پختهاي داشت. ميگفتم او كه اينقدر جوان است بايد پيشرفت كند؛ اين بود كه همه كارهايش را خودم انجام دادم. كار سختي بود؛ چون كسي ما را نميشناخت و ميگفتند چطور بايد به دو تا جوان 18 ساله اعتماد كرد. كنسرت دادن كار سختي بود؟ سالار: خيلي! اذيتمان كردند. مجوز نميدادند. حتي مسئول سالن ميگفت آخر پيانو و آواز و تنبك چه ربطي به هم دارند؟ اين در حالي بود كه ما از همسر استاد بنان براي كارمان اجازه گرفتيم و قبلش فكر ميكرديم با ما برخورد منفي شود، اما خانم بنان از كار ما استقبال كرد. با روي باز و مهرباني، تشويقمان كرد و حتي در كنسرت هم شركت كرد. برخورد مردم با كارتان چطور بود؟ حرير: خيلي از هنرمندها ما را تشويق كردند. استاد همايون خرم، استاد تعريف و خيليهاي ديگر در كنسرت شركت كردند. حتي خانم پريسا كلاسش را تعطيل كرد و همراه شاگردانش به كنسرت ما آمدند. همين باعث شد كه كنسرت ما 3 شب اجرا شود؛ تا جايي كه بليت كم بود و خيليها روي سن نشستند. حالا شما به خاطر محرز شدن ماجرا با هم ازدواج كرديد يا دليلهاي ديگري هم داشتيد؟ بالاخره خيليها سالها با هم همكار هستند، اما هرگز به اين نتيجه نميرسند كه رابطه دائمي با هم داشته باشند و صرفا همكار ميمانند. سالار: نه. مسلما دليلهاي ديگري در كار بوده. من هميشه دوست داشتم با كسي ازدواج كنم كه اهل موسيقي باشد. يكي از دغدغههايم اين بود كه همسرم خودش موسيقيدان باشد. حرير: راستش من اصلا به ازدواج فكر نميكردم، اما خب، ما خيلي نقاط مشترك با هم داشتيم. خيلي شبيه هم بوديم. از چيزهاي مشتركي لذت ميبرديم. آدمهايي مثل ما، معمولا با همسالانشان نقاط مشترك ندارند. خود من هيچ وقت حرف مشتركي نداشتم كه مثلا با دوستانم بزنم ولي ميتوانستم هر چيزي را با علاقه و هيجان براي ايشان تعريف كنم و ايشان هم به آن موضوع علاقه نشان ميداد؛ اين خيلي برايم جالب بود. خيلي از هنرمندها فكر ميكنند ازدواج با آدمي كه هم رشته خود آدم است، كار درستي نيست؛ شما هيچ وقت احساس نكرديد كه اگر همسرتان يك آدم معمولي بود يا در يك رشته ديگر فعال بود، بهتر بود؟ سالار: اگر اين طور بود كه تا حالا از هم جدا شده بوديم! من ديدگاههايي دارم كه حتما كسي كه موسيقيدان باشد آن را ميفهمد. كسي كه مثلا كارمند بانك است و سازي هم مينوازد، به او نميشود گفت موسيقيدان. ما تمام زندگيمان وقف موسيقي است. اگر كسي ميآمد توي زندگي من كه چيزي از موسيقي نميفهميد، عذاب ميكشيدم. من دلم ميخواهد راجع به موسيقي حرف بزنم. اينكه فرد در آن زمينه لاابالي باشد، برايم قابل تحمل نيست. حرير: شرايط زندگي ما با بقيه فرق دارد. مثلا سالار تا ساعت 4 صبح در استوديوست و ضبط دارد يا در كنسرتهاي متعدد شركت ميكند و خيلي وقتها دير ميآيد و تمرين ميكند. اينها براي من كاملا قابل درك است؛ خصوصا كه او هم از من توقع دارد در خيلي از موارد كنارش باشم. اين رفتارها متقابل هم بوده؟ حرير: بالاخره كار ما جوري است كه اين شرايط براي من هم پيش ميآيد. مثلا قرار است من به زودي به يك سفر يك ماه و نيمه بروم. اگر همسرم هنرمند نبود، هرگز چنين چيزي را نميپذيرفت. خانم شريعتزاده! هيچ وقت حس نكردهايد كه شايد اگر چنين مسئوليتهايي نداشتيد، پيشرفت شخصي خودتان بيشتر ميشد؟ خسته نشدهايد؟ حرير: شروع فعاليتهاي هنري ما با هم بوده. اگر آن كنسرت اول را من تنها ميدادم، الان اينكه هستم نبودم و سالار هم كسي كه الان هست نبود. هميشه موفقيتهاي شوهرم مرا بيشتر از موفقيتهاي خودم خوشحال كرده. وقتي نوار «عشق آمد» او درآمد، من بيشتر از انتشار نوار «بوي باران» خودم خوشحال شدم. سر كنسرتهايش آنقدر اضطراب دارم كه يك بار بهش گفتم من فكر ميكنم بالاخره يك بار سر كنسرتهاي تو سكته كنم و بميرم. چند وقت بعد از اين كنسرت با هم ازدواج كرديد؟ سالار: سال 78 نامزد كرديم و سال 79 ازدواج. حرير: ما همه جا با هم بوديم. همه مسئولان انجمن موسيقي و مركز موسيقي همهاش ميگفتند شما كي با هم ازدواج ميكنيد؟ سالار: براي همه محرز شده بود كه ما ميخواهيم با هم ازدواج كنيم. آن موقع عكسمان را در يك روزنامه انداخته بودند و يكي از همسايههاي ما كه آن عكس را ديد گفت: بله! من فكر كنم آخرش همين خانم شريعتزاده قسمت شما بشود! تمام فاميل و اطرافيان منتظر ازدواج ما بودند. شروع زندگي مشترك برايتان سخت نبود؟ سالار: چرا، ولي خب، ما بههرحال بايد زندگيمان را شروع ميكرديم. اين سختيها مادي بودند يا ماندگاركردن يك رابطه برايتان سخت بود؟ سالار: بيشتر مادي بود. من آن موقع درآمدي نداشتم. همسرم شاگرد داشت. خيلي كار ميكرد. پيانو درس ميداد و ماهي 100 تا 150 هزار تومان درآمد داشت. من فقط يكي دوتا شاگرد داشتم و ماهي 20 هزار تومان درميآوردم. اما بالاخره با كمك خانواده خودم و آنها، توانستيم جايي را رهن كنيم. آن موقع بيشتر زندگي ما را همسرم ميچرخاند. اين شرايط چطور تغيير كرد؟ سالار: كمكم اوضاع بهتر شد. من معتقدم كه شانس هم خودش به سراغ آدم نميآيد. آدم بايد خودش را در مسير شانس قرار بدهد. كمكم كه سفرهاي خارجيمان شروع شد، توانستيم خانه بخريم و همين، بزرگترين شانس زندگي ما بود. اولين نوارتان كه درآمد، فكر ميكرديد اينقدر فروش كند و موردتوجه قرار بگيرد؟ سالار: نه. من كه اصلا باور نميكردم. حرير: چون آقاي ارشد طهماسبي آهنگساز بود، من ميدانستم كه كار ديده ميشود. سالار: آقاي طهماسبي گفته بود ميخواهم خوانندهاي كار را بخواندكه تا حالا كار نكرده باشد. آقاي عقيلي! فكر نميكنيد قرارگرفتن در مسير شانسي كه ميگوييد، نتيجه تلاشهاي همسرتان بوده؟ سالار: چرا همينطور است. من زندگي هنريام را مديون همسرم هستم. هرچه دارم زحمات او بوده. به نظر من، يك زن ميتواند مردش را به عرش اعلي ببرد يا او را به زمين بزند. شما براي زندگي هنري ايشان چه كار كردهايد؟ سالار: راستش كار خاصي نكرده ام. اين سالها همهاش گرفتار بودهام. در زندگي مشترك، چقدر معتقد به «حريم خصوصي» هستيد؟ سالار: ما آدمهايي هستيم كه همهچيزمان كف دستمان است. بعضيها اينجور نيستند. ممكن است هزار كار بكنند، ولي نگويند. من هميشه همهچيز را گفتهام و چيزي را پنهان نكردهام. حرير: من هم فكر ميكنم وقتي زندگي مشترك است، يعني همهچيز بايد تقسيم شود. اگر غم است، اگر شانس است، اگر مشكل است. بايد مشورت شود و چيزي پنهان نشود. يعني هيچوقت به خلوت خاص خودتان نياز نداشتهايد؟ حرير: من چنين حسي نداشتهام. چيزهايي را كه دوست نداشتهام ديگران بدانند، به شوهرم ميگويم با دوستنداشتنيهاي هم چه كار ميكنيد؟ حرير: دوستنداشتنيها، مال اوايل ازدواجمان بود، اما الان همانها هم باهم هماهنگ شده. رفتارهايمان را باهم جور كردهايم. اوايل بعضيها را تحمل ميكرديم يا به هم تذكر ميداديم، اما الان خيلي كمرنگ شده. مكالمه ميكنيم و مشكل را رفع ميكنيم. سالار: من فكر ميكنم بيشتر مسائلمان حل شده. در زندگي چطور به هم توجه ميكنيد؟ سالار: خب، الان من ميدانم كه چه چيزي خوشحالش ميكند و چه چيزي ناراحت. حرير: سر صحنه خيلي به هم نگاه ميكنيم؛ آنقدر كه حتي خيليها به ما تذكر ميدهند كه خوب نيست اينقدر به هم نگاه كنيد! اگر قرار باشد دري را باز كنيد، دوست داريد آن در به كجا باز شود؟ حرير: من عاشق دريا هستم؛ دوست دارم آن در رو به دريا باز شود. سالار: دوست دارم آن در رو به موفقيت، پيشرفت و اوجگرفتن در كارم باز شود. دوست دارم آهنگي بخوانم كه تا حالا كسي نخوانده و كاري در موسيقي انجام دهم كه تا به حال كسي انجام نداده باشد. جاي خانوادهتان در اين چشمانداز كجاست؟ دوست دارم كنارم باشند. وقتي باهم تنها هستيد، بيشترين كاري كه به صورت مشترك انجام ميدهيد، چيست؟حرير: بيشتر موارد درباره كارهايمان صحبت ميكنيم؛ درباره كارهاي جديد، درباره موسيقي ...، 99 درصد حرفهايمان درباره موسيقي است. قبلا گاهي اختلافاتي داشتيم كه درباره آنها حرف ميزديم اما الان حتي بحثهايمان هم درباره موسيقي است. عشق و شاديمان موسيقي است. سفر مشترك خاصي داشتهايد كه در يادتان مانده باشد؟ حرير: همه سفرهايمان خاطرهانگيز بوده. سالار: همه سفرهايمان عالي بوده اما بهترين خاطرهمان، كنسرتي در آلمان بود كه در آن 4 هزار نفر، يك ربع ساعت ما را تشويق ميكردند. منبع : همشهري
موضوعات مرتبط: هنری، استاد سالار عقیلی برچسبها: مصاحبه با سالار عقیلی و همسرش, سالار عقیلی و خانمش, سالار عقیلی و همسرش, همسر سالار عقیلی [ سه شنبه سوم اردیبهشت 1392 ] [ 19:31 ] [ مدیریت هنر پارسیان ]
تصاویری از خانواده استاد محمدرضا شجریان
تصویری از همایون و رایان شجریان به همراه همسر همایون و کتایون خوانساری همسر دوم استاد محمدرضا شجریان
مژگان شجریان
استد شجریان به همراه عروسش گیتا خوانساری
مجله هنری هنر پارسیان
موضوعات مرتبط: استاد محمدرضا شجریان برچسبها: تصاویری از خانواده استاد شجریان, خانواده استاد شجریان, شجریان, محمدرضا شجریان, خانواده [ سه شنبه سوم اردیبهشت 1392 ] [ 19:19 ] [ مدیریت هنر پارسیان ]
كتايون خوانساري من در سال 1344 خورشيدي در تهران به دنيا امدم . پدرم بنيانگذار هنر گرافيك در ايران بود. ![]() از خودتان و خانوادتان برایمان بگویید؟ کتایون
خوانساری من در سال 1344 خورشیدی در تهران به دنیا امدم . پدرم بنیانگذار
هنر گرافیک در ایران بود. از دوران جوانی در حزب پان ایرانیست فعالیت داشت
از طرفداران دکتر مصدق بود او از روزنامه نگاران قدیم ایران و مدیر هنری
نشریه ی زن روزو کلا مرد بسیار روشنفکری بود مادربزرگم خانم اشرف کاشانی از
اولین زنان بازیگر تئاتر ایران بود که آثار زیادی از او به جا مانده است
مادرم زمانی که پانزده سال داشت نقش اول فیلم ضربت به کارگردانی ساموئل خا
چکیان را بازی کرد و جایزه بهترین بازیگر نقش زن را در فستیوال مسکوبه دست
اورد او پس از ازدواج کار بازیگری را رها کرد من در خانواده ای که قدر هنرو
هنرمند را میدانند بزرگ شدم در تهران به مدرسه سهیل می رفتم ودر نوجوانی
به همراه پدر و مادر و تنها خواهرم (گیتا) به پاریس رفتیم و پس از گرفتن
دیپلم زبان فرانسه را در دانشگاه سوربن خواندم در سن نوزده سالگی با یک
آقای ایتالیایی ازدواج کردم و از او یک دختر به نام استفانی دارم که اکنون
با پدرش در پاریس زندگی می کند. من در پاریس به کار طراحی جواهر مشغول بودم
و یک مزون جواهرات فانتزی را اداره می کنم. چند ساله بودید که با استاد شجریان ازدواج کردید ؟ من در بیست و شش سالگی با استاد شجریان ازدواج کردم. نحوه ی آشنایی و مهرورزی با آقای شجریان چگونه آغاز شد؟ من
در میهمانی با شکوه بزرگداشت آقای نصرت الله کریمی که 24 ساعت پس از ورودم
به تهران بعد از سالها دوری ام از ایران ترتیب داده شده بود با ایشان آشنا
شدم واز همان لحظات آشنایی رابطه ای خاص بین ما به وجود آمد که تا امروز
ادامه داشته است. عکس العمل خانواده شما در مقابل پیشنهاد ازدواج (با تفاوت سنی) چگونه بود؟ من
در خانواده ای روشنفکر بزرگ شدم بعد از ازدواج ناموفقم در پاریس ازدواج با
عشق برای من و خانواده ام بسیار مهم بود. خانواده ام (به خصوص مادرم) ما
را از عواقبی که این ازدواج به خصوص برای آقای شجریان داشت آگاه می کرد. با
این همه پدر و مادرم چون با روحیه من آشنایی داشتند و می دانستند که کاری
را که بخواهم انجام می دهم رضایت دادند. ورود شما به خانواده ی آقای شجریان چگونه عکس العملی داشت ؟از رابطه ی خودتان با فرزندان آقای شجریان بگویید؟ خب
همان طور که انتظار می رفت من را با داشتن خصوصیات یک دختر جوان که در
پاریس بزرگ شده و آقای شجریان را که بسیار سنتی بودند سخت پذیرفتند. در
واقع من و آقای شجریان جنگ بزرگی را نه تنها با خانواده بلکه با جامعه ی
سنتی ایران آغاز کردیم! و خوشبختانه هر دو در کنار هم و فقط با نیروی عشق
به پیروزی رسیدیم.سعی می کنیم که با احترام متقابل کمتر روح این گنجینه ی
هنر ایران را آزرده سازیم. به هر حال برای آ‹ها قبل از اینکه استاد شجریان
باشد پدری با عواطف هنرمندانه و همسری ایده آل برای من هستند. اصولا
زندگی با هنرمندان و افرادی که شهرت فراوان دارندسخت و گاه می تواند آزار
دهنده باشد. این برخوردها چه حسی را در شما بر می انگیزد؟ بله
حق با شماست. مشکل ما این است که همیشه زندگی مان زیر ذره بیننگاه جامعه
است و راحت نیستیم. البته من همیشه سعی دارم به یاد داشته باشم که هر
هنرمندی با علاقه و توجه خاص مردم شهرت پیدا کرده است و همواره برخورد با
مردم مردم و علاقه مندان ایشان برایم جالب بوده است و از این طریق دوستان
بسیار خوبی پیدا کرده ام. موسیقی اصیل و سنتی ایران را چه قدر می شناسید و اصولا اگر توجهی به آن داشتید حالا آن را چه طور می بینید؟ من
اولین نوارهای موسیقی اصیل را بعد از آشنایی با ایشان گوش کردم چون در
پاریس این نوارها را در اختیار نداشتم و اصولا با نام ایشان آشنا نبودم.
حالا موسیقی سنتی با صدای ایشان برایم جایگاه خاصی دارد و سعی می کنم لااقل
شنونده خوبی باشم و از آن لذت ببرم. با سازهای ایرانی آشنایی دارید ؟ خودتان در زمینه شعر و موسیقی کاری کرده اید؟ خیر با سازهای ایرانی آشنایی ندارم. از
خلق و خو و خصوصیات آقای شجریان و از رابطه با فرزندانشان برایمان بگویید و
این که با این همه برنامه های فشرده آیا ایام فراغتی برای گذراندن اوقات خصوصی برایتان می ماند؟ بله
ایشان همیشه معتقدند که باید عشق را مانند یک گل آبیاری کرد تا خشک نشود.
چون باغبان قابلی هستند و همیشه وقتی برای زندگی خصوصی خود گذاشته اند. بر
خلاف آنچه که می شنویم که ایشان عبوس و بد اخلاقند در منزل بسیار خوش اخلاق
و شوخ هستند و با رایان یا مشغول شیطنت و بازی هستند و یا به درس های
موسیقی او می پردازند. ایشان در سفرها همیشه برای کارهای تفریحی و گردش
پیشگام هستند. از انتظارات و توقعات آقای شجریان از زندگی زناشویی بگویید و این که شما چگونه خواسته های ایشان را برآورده می کنید؟ ایشان
بسیار انسان کمال گرایی هستند این را در کارنامه زندگی شان هم می شود دید.
من از همان ابتدا به این امر پی بردم لذا در زندگی خصوصی مان هرگز مشکلی
باهم نداشتیم. از پسرتان بگویید و این که آیا در کار پدرش کنجکاو می شود؟فکر می کنید روزی راه پدر و برادرش(همایون) را پیش بگیرد؟ پسر
ما فرزند عشق است. عشق پدری در سن 56 سالگی که در کمال شعور و درک و فهم
از مسایل مختلف است. علم امروز ثابت کرده است که از نظر ژنتیکی بی تاثیردر
فرزند نمی باشد. او از نظر خصوصیات اخلاقی به پدرش شبیه است و مطمئنا از
هنر او بی نصیب نمی ماند. من شخصا معتقدم که هر هنرمند و متفکری بی مثال
است انسانهایی مثل خیام سعدی حافظ و شجریان هر یک در مقطع خاصی از زمان
آمده اند و دیگر تکرار نمی شوند. کنجکاوی های
بسیاری در رابطه با شما و آقای شجریان دارم و پرسش های فراوانی که می دانم
خوانندگان نشریه هم دوست دارند بدانند آن ها را می گذارم برای فرصتی دیگر
در خاتمه با تشکر از شرکت شما در این گفت و گوهمین طور برای صراحت و صداقت
در پاسخگویی به سوالاتم اگر نکته ای به نظرتان می رسد که ناگفته مانده است
بیان بفرمایید خوشحال می شویم. مطلب از آزادنگار
موضوعات مرتبط: هنری، استاد محمدرضا شجریان برچسبها: گفتگویی با همسر استاد شجریان, همسر استاد شجریان, همشر شجریان, خانم شجریان, گفتگو [ سه شنبه سوم اردیبهشت 1392 ] [ 19:12 ] [ مدیریت هنر پارسیان ]
ابوریحان بیرونی و اندیشه های او - آکاایرانابوریحان بیرونی و اندیشه های او تاریخچه رسمی انسان شناسی به دهه های پنجاه و شصت قرن نوزدهم میلادیبی بر می گردد، اما به راستی تاریخچه حقیقی بینش و دانش انسان شناسی نمی تواند محصور به چنان بازه متأخری گردد. معمولا تاریخچه تفکر اجتماعی مسلمانان به خاطر برخی پیش داوری ها مغفول مانده است. در این نوشتار این پرسش را مد نظر...
دارم که آیا حقیقتا در آثار ابوریحان بیرونی روش و بینش انسان شناختی وجود دارد؟ برجستگی وی از این منظر با دیگر متفکران مسلمان چیست؟ واژگان کلیدی: ابوریحان بیرونی، مردمشناسی، انسان شناسی، تحقیق ماللهند، تفکر اجتماعی در اسلام، هند شناسی مقدمه بینش و روش انسان شناسی بینش انسان شناسی حاصل کنجکاوی انسان درباره نسبت میان «خود و دیگری» است، و با این تعریف است که تاریخچه تفکر انسان شناختی می تواند تا سپیده دم عمر بشری پیگیری شود، تا زمانی که نخستین انسان و نخستین اجتماع بشری قصد شناخت «خود» داشت که البته بدون تصور رابطه ای با «دیگری» غیر ممکن بود: پیشینه توجه به ابوریحان بیرونی به عنوان انسان شناساکبر احمد، انسان شناس نامور پاکستانی، در نوشتار مختصری در سال 1984 با عنوان «بیرونی: نخستین انسان شناس» تلاش کرد بیرونی را به دنیای انسان شناسی معرفی کند، او در مقایسه وی با ابن خلدون چنین می گوید: اینکه چرا و به چه دلیل از میان متفکران مسلمان «ابن خلدون» بیش از همه مورد توجه پژوهشگران غربی و حتی مسلمان واقع شده است در حالیکه به نظر می رسد کسان دیگری همچو بیرونی و فارابی و.. هم هستند که بینش های قوی در زمینه تفکر اجتماعی داشته اند مجال دیگری می طلبد، به هر حال اکبر احمد معتقد است نه فقط بیرونی یک انسان شناس است بلکه بینش و رویکرد وی چنان قوی است که می توان با جسارت وی را «نخستین انسان شناس» دانست (ن.ک: Ahmad: 1984). همچنین بیشتر کسانی که به بررسی تاریخجه تفکر اجتماعی مسلمانان پرداخته اند همواره فصلی را به بیرونی اختصاص داده اند، از جمله باید به اثر تقی آزاد ارمکی (1386) و تاریخ تفکر اجتماعی در اسلام (پژوهشگاه حوزه و دانشگاه، 1389) اشاره کرد. هندشناسی بیرونی بیرونی درباره ى طبقات اجتماعی متوجه دو مطلب عمده شد: 1) فلسفه پیدایش طبقات اجتماعی 2) کارکرد هرکدام از آنها در جامعه. بیرونی اگرچه تعریفی از نظام کاستی ندارد، ولی مشخصات آن را بیان می کند: الف) تقسیم جامعه به گروه های مشخص با حق ارث ب) تعیین وظیفه و کارکرد هرکدام از طبقات ج) عدم تحرک منزلتی د) ازدواج درون گروهی ه) علائم و نشانه های هرکدام از کاستی ها (اشرفی خیرآبادی، 1387: ص 86) روش تحقیق بیرونی در هندشناسی روش و بینش بیرونی در قیاس با دیگر متفکران مسلمان نتیجه گیری: مجله هنری هنر پارسیان www.honarvaran1.blogfa.com موضوعات مرتبط: هنری برچسبها: ابوریحان بیرونی, بیرونی, اندیشه های ابوریحان بیرونی, افکار ابوریحان بیرونی, ابوریحان [ چهارشنبه بیست و پنجم بهمن 1391 ] [ 14:53 ] [ مدیریت هنر پارسیان ]
فرهنگ و هنر - مقالات خوشنویسی - کتیبه نویسی کتیبهنویسی، یکى از اشکال و گونههاى ارائه خوشنویسى است که در تزئینات معمارى بخصوص در دورهٔ اسلامى رواج داشته است. در کتیبهنویسى بیشتر از خطوط عربى و کوفى استفاده شده است. از دلایل این امر اتصال حروف به یکدیگر در خطوط عربى است و این پیوستگى با خطوط عمودى ساختمان آهنگى ایجاد مىکند و خطوط افقى ایجاد توازن مىنماید.
موضوعات مرتبط: آموزشی، علمی برچسبها: کتیبه, کتیبه نویسی, خوشنویسی کردن, خطاطی, خط نوشتن [ چهارشنبه بیست و پنجم بهمن 1391 ] [ 14:34 ] [ مدیریت هنر پارسیان ]
[ دوشنبه چهارم دی 1391 ] [ 22:54 ] [ مدیریت هنر پارسیان ]
ایام سوگواری سرور و سالار شهیـــدان
حضرت اباعبدالله الحسین علیه السلام
تسلیت باد
:::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::
برچسبها: ایام سوگواری ابا عبدالله الحسین علیه السلام تسلیت [ جمعه سوم آذر 1391 ] [ 19:34 ] [ مدیریت هنر پارسیان ]
::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::: موضوعات مرتبط: شیخ زاهد گیلانی برچسبها: شیخ زاهد گیلانی, لاهیجان, آرامگاه شیخ زاهد ادامه مطلب [ شنبه بیستم آبان 1391 ] [ 15:17 ] [ مدیریت هنر پارسیان ]
چهره ی آشنای موسیقی ایران
استاد کیــــهـــان کلـــهر موضوعات مرتبط: هنری، استاد کیهان کلهر برچسبها: استاد کیهان کلهر, استاد کلهر, کیهان کلهر, کلهر کیهان ادامه مطلب [ جمعه چهاردهم مهر 1391 ] [ 18:19 ] [ مدیریت هنر پارسیان ]
[ چهارشنبه هجدهم مرداد 1391 ] [ 0:38 ] [ مدیریت هنر پارسیان ]
[ شنبه هفتم مرداد 1391 ] [ 10:26 ] [ مدیریت هنر پارسیان ]
ادامه را می توانید در ادامه مطلب هنر پارسیان مطالعه فرمائید.
مدیر وبسایت هنر پارسیان موضوعات مرتبط: پروفسور گنجی برچسبها: کوتاه اما باورنکردنی, ناگفته های زندگی پروفسور گنجی, پدرعلم هواشناسی ادامه مطلب [ یکشنبه یکم مرداد 1391 ] [ 22:23 ] [ مدیریت هنر پارسیان ]
درگذشت پدر جغرافیای نوین و هواشناسی ایران
پروفسور محمد حسن گنجی
را به خانواده محترم شان
و همه تسلیت عرض می کنم. موضوعات مرتبط: پروفسور گنجی برچسبها: پروفسور محمد حسن گنجی, پدرعلم جغرافیای نوین و هواشناسی ایران [ یکشنبه یکم مرداد 1391 ] [ 22:11 ] [ مدیریت هنر پارسیان ]
فرا رسیدن
ماه مبارک رمضان
را به همه تبریک عرض می کنم
امیدوارم که برکات این ماه عزیز شامل همه شود.
مدیریت هنر پارسیان برچسبها: ماه مهمانی خدا [ شنبه سی و یکم تیر 1391 ] [ 22:38 ] [ مدیریت هنر پارسیان ]
میلاد با سعادت منجی عالم بشریت
حضرت مهدی موعود ( عج )
را به تموم دوستان قدرتمندم تبریک عرض می کنم.
برچسبها: میلاد با سعادت منجی عالم بشریت [ پنجشنبه پانزدهم تیر 1391 ] [ 1:24 ] [ مدیریت هنر پارسیان ]
[ سه شنبه ششم تیر 1391 ] [ 23:45 ] [ مدیریت هنر پارسیان ]
در زمان تدریس در دانشگاه پرینستون دکتر حسابی تصمیم می گیرند سفره ی هفت سینی برای انیشتین و جمعی از بزرگترین دانشمندان دنیا از جمله "بور"، "فرمی"، "شوریندگر" و "دیراگ" و دیگر استادان دانشگاه بچینند و ایشان را برای سال نو دعوت کنند. آقای دکتر خودشان کارتهای دعوت را طراحی می کنند و حاشیه ی آن را با گل های نیلوفر که زیر ستون های تخت جمشید هست تزئین می کنند و منشا و مفهوم این گلها را هم توضیح می دهند.. چون می دانستند وقتی ریشه مشخص شود برای طرف مقابل دلدادگی ایجاد می کند. دکتر می گفت: " برای همه کارت دعوت فرستادم و چون می دانستم انیشتین بدون ویالونش جایی نمی رود تاکید کردم که سازش را هم با خود بیاورد. همه سر وقت آمدند اما انیشتین 20دقیقه دیرتر آمد و گفت چون خواهرم را خیلی دوست دارم خواستم او هم جشن سال نو ایرانیان را ببیند. من فورا یک شمع به شمع های روشن اضافه کردم و برای انیشتین توضیح دادم که ما در آغاز سال نو به تعداد اعضای خانواده شمع روشن می کنیم و این شمع را هم برای خواهر شما اضافه کردم. به هر حال بعد از یک سری صحبت های عمومی انیشتین از من خواست که با دمیدن و خاموش کردن شمع ها جشن را شروع کنم. من در پاسخ او گفتم : ایرانی ها در طول تمدن 10هزار ساله شان حرمت نور و روشنایی را نگه داشته اند و از آن پاسداری کرده اند. برابرای ما ایرانی ها شمع نماد زندگیست و ما معتقدیم که زندگی در دست خداست و تنها او می تواند این شعله را خاموش کند یا روشن نگه دارد." برای ما ایرانی ها شمع نماد زندگیست و ما معتقدیم که زندگی در دست خداست و تنها او می تواند این شعله را خاموش کند یا روشن نگه دارد." آقای دکتر می خواست اتصال به این تمدن را حفظ کند و می گفت بعدها انیشتین به من گفت: " وقتی برمی گشتیم به خواهرم گفتم حالا می فهمم معنی یک تمدن 10هزارساله چیست. ما برای کریسمس به جنگل می رویم درخت قطع می کنیم و بعد با گلهای مصنوعی آن را زینت می دهیم اما وقتی از جشن سال نو ایرانی ها برمی گردیم همه درختها سبزند و در کنار خیابان گل و سبزه روییده است." بالاخره آقای دکتر جشن نوروز را با خواندن دعای تحویل سال آغاز می کنند و بعد این دعا را تحلیل و تفسیر می کنند. به گفته ی ایشان همه در آن جلسه از معانی این دعا و معانی ارزشمندی که در تعالیم مذهبی ماست شگفت زده شده بودند. بعد با شیرینی های محلی از مهمانان پذیرایی می کنند و کوک ویلون انیشتین را عوض می کنند و یک آهنگ ایرانی می نوازند. همه از این آوا متعجب می شوند و از آقای دکتر توضیح می خواهند. ایشان می گویند موسیقی ایرانی یک فلسفه، یک طرز تفکر و بیان امید و آرزوست. انیشتین از آقای دکتر می خواهند که قطعه ی دیگری بنوازند. پس از پایان این قطعه که عمدأ بلندتر انتخاب شده بود انیشتین که چشمهایش را بسته بود چشم هایش را باز کرد و گفت" دقیقا من هم همین را برداشت کردم و بعد بلند شد تا سفره هفت سین را ببیند. آقای دکتر تمام وسایل آزمایشگاه فیزیک را که نام آنها با "س" شروع می شد توی سفره چیده بود و یک تکه چمن هم از باغبان دانشگاه پرینستون گرفته بود. بعد توضیح می دهد که این در واقع هفت چین یعنی 7 انتخاب بوده است. تنها سبزه با "س" شروع می شود به نشانه ی رویش. ماهی با "م" به نشانه ی جنبش، آینه با "آ" به نشانه ی یکرنگی، شمع با "ش" به نشانه ی فروغ زندگی و ... همه متعجب می شوند و انیشتین می گوید آداب و سنن شما چه چیزهایی را از دوستی، احترام و حقوق بشر و حفظ محیط زیست به شما یاد می دهد. آن هم در زمانی که دنیا هنوز این حرفها را نمی زد و نخبگانی مثل انیشتین، بور، فرمی و دیراک این مفاهیم عمیق را درک می کردند. بعد یک کاسه آب روی میز گذاشته بودند و یک نارنج داخل آب قرار داده بودند. آقای دکتر برای مهمانان توضیح می دهند که این کاسه 10هزارسال قدمت دارد. آب نشانه ی فضاست و نارنج نشانه ی کره ی زمین است و این بیانگر تعلیق کره زمین در فضاست. انیشتین رنگش می پرد عقب عقب می رود و روی صندلی می افتد و حالش بد می شود. از او می پرسند که چه اتفاقی افتاده؟ می گوید : "ما در مملکت خودمان 200 سال پیش دانشمندی داشتیم که وقتی این حرف را زد کلیسا او را به مرگ محکوم کرد اما شما از 10هزار سال پیش این مطلب را به زیبایی به فرزندانتان آموزش می دهید. علم شما کجا و علم ما کجا؟!" خیلی جالب است که آدم به بهانه ی نوروز، فرهنگ و اعتبار ملی خودش را به جهانیان معرفی کند.
مدیر وبسایت هنری هنر پارسیان
موضوعات مرتبط: دکتر حسابی برچسبها: وقتی دکتر حسابی همه را حیرت زده کرده [ دوشنبه بیست و نهم خرداد 1391 ] [ 22:47 ] [ مدیریت هنر پارسیان ]
[ دوشنبه بیست و نهم خرداد 1391 ] [ 11:56 ] [ مدیریت هنر پارسیان ]
با عرض سلام و احترام
از وزیر محترم درخواست می کنیم
لطفا به نمایشگاه و موزه هایی که برای خط و خوشنویسی وجود دارد و یا اصلا ورود
آن برای عموم آزاد است و یا نیست سری بزنید.
آثاری از بزرگان قدیم وجود دارند که علاقمندان با الهام گرفتن از آنها
راهی به سوی موفقیت به روی خودشون باز کنند ولی متاسفانه
بعضی از موزه ها اثرهای بزرگان چون استاد میرعماد و یا بزرگان دیگر
را از دید عموم مخفی کرده و در قسمتی
بایگانی کرده اند .
آیا اینکار صحیح است؟
تازه بعضی از آن آثار را فقط می توانند اساتید بزرگ خیلی اندک تماشا کنند.
حتی بعضی از آثار تا حالا چاپ نشده و یا آنها که چاپ شده
از چاپ شان ۲۰ تا ۳۵ سال شاید بگذرد.
منتظر کمک و مساعدت شما هستیم.
سپاسگزاریم
شاداب و موفق باشید برچسبها: شکواییه و کمک [ سه شنبه نهم خرداد 1391 ] [ 15:49 ] [ مدیریت هنر پارسیان ]
دوستان عزیز و هنرمندم سلام
امروز که از چند مکان تاریخی بازدید میکردم متوجه شدم که متاسفانه
از این بناها که تاریخ کشورماست به نحوی که باید و شاید نگهداری
نمی شود والبته گله مندیم از سازمان میراث که باید از
تاریخ کشورمان درجای جای کشور مواظبت و نگهداری کند
ولی متاسفانه حقیقت ظاهراً غیر از این است.
والبته رسیدگی به این امور در زمانی که کاملا ویران شده و یا
ازبین رفته با تغییراتی که حتما صورت میگیرد
کار جالبی نمی تواند باشد.
و به طبع با ازبین رفتن آن هم شاهد توریست کمتری خواهیم بود.
امیدوارم که این سازمان با قدرت هرچه سریعتر
وظیفه خود را که ترمیم این بناهاست
را به خوبی انجام دهد.
سپاسگزاریم
موفقیت و سرافرازی آرزوی ما برای این سازمان برچسبها: یک شکایت, یک پیشنهاد [ یکشنبه سی و یکم اردیبهشت 1391 ] [ 17:41 ] [ مدیریت هنر پارسیان ]
با عرض سلام و احترام
شنیدم که دیشب جناب استاد ایرج قادری
در سن ۷۷ سالگی درگذشتند.
این ضایعه بزرگ را به خانواده محترمشان ، جامعه هنری و تموم دوستانم
تسلیت عرض می کنم.
و برای بازمانده گان صبر آرزومندم.
روح ایشان در برابر مهربان خداوند بزرگ شاد باد
مدیر وبسایت هنری هنر پارسیان
موضوعات مرتبط: استاد زنده یاد ایرج قادری برچسبها: استاد ایرج قادری [ یکشنبه هفدهم اردیبهشت 1391 ] [ 15:44 ] [ مدیریت هنر پارسیان ]
استاد فریدون پوررضا پدر موسیقی گیلان درگذشت : "فریدون پوررضا در ۳ مهر ۱۳۱۱ در لشت نشا متولد شد. تحصیلات ابتدایی را در مدرسه ناصر خسرو به پایان رساند و سپس در مغازه پدر به آرایشگری پرداخت. او از استادان آواز یونس دردشتی، سعادتمند قمی و غلامحسین بنان آواز ایرانی را آموخت و در سال ۱۳۳۳ کار تعزیه را به همراه علی به کیش آغاز نمود. او در همان سال نمایشنامهای برای تئاتر و اجرای آن در سالن سینمای لشت نشاء نگاشت. شش سال بعد در آزمون خوانندگی رادیو گیلان رتبه اول را کسب کرد و به طور رسمی به عنوان خواننده شروع به کار نمود.از اردیبهشت ۱۳۵۰ همکاری با تلویزیون را آغاز کرد. و در همان سال به عنوان پژوهشگر واهای بومی و با همراهی مشاهیر فرهنگی و هنری ایران سیمین دانشور، محیط طباطبائی، منوچهر آ تشی، محمود عنایت، ایرج افشار و دیگر استادان برجسته دانشگاه تهران به لندن سفر کرد.وی در سال ۱۳۶۷ همکاری اش را با اداره کل فرهنگ و ارشاد اسلامی ایران به عنوان کارشناس موسیقی آغاز و در همان سال کنسرتی رادر رشت برگزار نمود. از آن تاریخ به بعد به ترتیب در شیراز، همدان، آلمان، رشت و تهران به اجرای برنامه و کنسرت پرداخت. دو کاست می گیلان و گیله لو آثار بعد از انقلاب اوست. در سال ۱۳۷۹ تیتراژ و متن سریال پس از باران را اجرا و یک سال بعد مقام اول موسیقی در فیلم و سریالهای کشور را از آن خود کرد. فریدون پوررضا برداشتی متفاوت از موسیقی فولکلور ارائه داده است. او از ملودیهای دیلمان، گالش و گیلک در این راه استفاده کرد . او با تحقیق در زمینه ء موسیقی، بسیاری از ظرفیتهای موسیقی گیلان را رشد داد و به گیلان و ایران معرفی نمود. استاد فریدون پوررضا، خواننده و موسیقیدان پیشکسوت گیلک زبان و صاحب نظر در زمینه موسیقی فولکلوریک گیلکی بر اثر بیماری عصر امروز (23 فروردین) در رشت درگذشت.
استاد پوررضا که مدتی را به علت بیماری تنفسی آسم در بستر بیماری به سر می برد، در سن 80 سالگی دارفانی را وداع گفت.
این استاد موسیقی در سال 1367 همکاری اش را با اداره کل فرهنگ و ارشاد اسلامی گیلان به عنوان کارشناس موسیقی آغاز و در همان سال کنسرتی را در رشت برگزار کرد.
بر اساس این گزارش، دو کاست "می گیلان" و "گیله لو" از آثار این پیشکوست عرصه موسیقی کشور است.
فریدون پور رضا، در سال 1379 تیتراژ و متن سریال پس از باران را اجرا و یک سال بعد مقام اول موسیقی در فیلم و سریالهای کشور را از آن خود کرد.
وی برداشتی متفاوت از موسیقی فولکلور ارائه داده است. او از ملودیهای دیلمان، گالش و گیلک در این راه استفاده کرده و با تحقیق در زمینه موسیقی، بسیاری از ظرفیتهای موسیقی گیلان را رشد داد و به گیلان و ایران معرفی نمود.
گفتنی است، مراسم تشییع پیکر استاد فریدون پوررضا، پدر موسیقی گیلان فردا پنج شنبه ۲۴ فروردین ماه ۱۳۹۱ ساعت ۱۰ صبح از روبه روی مجتمع خاتم الانبیاء رشت برگزار می گردد می شود.
روح ایشان در برابر مهربان خداوند بزرگ شاد باد موضوعات مرتبط: استاد زنده یاد فریدون پوررضا برچسبها: پوررضا, استاد فریدون پوررضا [ پنجشنبه بیست و چهارم فروردین 1391 ] [ 0:0 ] [ مدیریت هنر پارسیان ]
با عرض سلام و احترام
درگذشت استاد بزرگ موسیقی و آواز گیلان و ایران
استاد فریدون پوررضا
را به خانواده محترمشان ، گیلانی های هنرمند و
به جامعه هنری تسلیت می گویم.
واز خداوند منان برای ایشان بهشت جاویدان
و برای خانواده محترمشان صبر آرزومندم.
مدیریت موسسه هنری هنر پارسیان - مهدی موضوعات مرتبط: استاد زنده یاد فریدون پوررضا برچسبها: استاد فریدون پوررضا, استاد پوررضا [ چهارشنبه بیست و سوم فروردین 1391 ] [ 23:36 ] [ مدیریت هنر پارسیان ]
موضوعات مرتبط: استاد محمدرضا شجریان برچسبها: پیام تبریک استاد محمدرضا شجریان به اصغر فرهادی [ جمعه چهارم فروردین 1391 ] [ 0:40 ] [ مدیریت هنر پارسیان ]
خانه سینماجایش در قلبهای ماست...به هنرمند گرامی" اصغر فرهادی" و گروهش تبریک چند منظوره باید گفت... ______________________________ همایون شجریان باانتشار پیام تبریکی در نشریه نسل امروز به بقیه هنرمندانی پیوست که موفقیت این فیلم راتبریک گفته اند. همایون شجریان پیام خودرا اینگونه نوشته :یکی بود یکی نبود ،غیر از خدا هیچ کس نبود . می خوام بگم واقعا لذت بردم . بدون شک گرفتن این جایزه پیروزی قشنگی محسوب می شه برای سینما وسینماگران و تا مدتها نام زیبای ایران را بر سر زبانها می اندازه .به خانه سینما که جایش در قلبهای ماست . به هنرمند گرامی" اصغر فرهادی" و به همه عزیزان "جدایی نادر ازسیمین"تبریک چند منظوره باید گفت .سپاس بی کران. موضوعات مرتبط: استاد همایون شجریان برچسبها: پیام تبریک همایون شجریان به اصغر فرهادی [ پنجشنبه سوم فروردین 1391 ] [ 19:15 ] [ مدیریت هنر پارسیان ]
با عرض سلام و احترام لازم دانستم که یادی کنم از یک استاد که شاید این روزها کمتر از او یاد می شود و هنرمندان و دوستداران صدای آسمانی او هیچ گاه او را فراموش نکرده اند و همیشه یاد او را گرامی می دارند استاد محمدرضا شجریان
کاش
بیشتر یاد افرادی باشیم که رنج ها کشیده اند تا شده اند نامی بر زبانها
----------------------------------------------------------- تذکر به مسئولین محترم
لطفا ً نگذارید که سنت های مان فراموش شود
چون سنت ها باید الگویی باشد و از آنها باید بهره جست.
=============================== از یادمان نرود که
نگذاریم که کار از کار بگذرد چون . . .
==================== هنر پارسیان موفقیت تان افزون موضوعات مرتبط: استاد محمدرضا شجریان برچسبها: یادی از یک استاد [ پنجشنبه سوم فروردین 1391 ] [ 19:12 ] [ مدیریت هنر پارسیان ]
سال ۱۳۹۱ هجری خورشیدی
سال
تولید ملی
حمایت از کار
و سرمایه ایرانی مبارک باد
------------------------------- مدیر وبسایت هنری هنر پارسیان برچسبها: سال 1391, سال تولید ملی, حمایت از کار و سرمایه ایرانی [ سه شنبه یکم فروردین 1391 ] [ 10:11 ] [ مدیریت هنر پارسیان ]
فرا رسیدن سال ۱۳۹۱ هجری خورشیدی را به تمام دوستان هنرمندم و ملت ایران تبریک عرض می کنم. امیدوارم که سال خوب و خوش همراه با موفقیت داشته باشید. -------------------------------------------------------------------------- مدیر وبسایت هنری ، هنر پارسیان http://www.honarvaran1.blogfa.com برچسبها: سال نو مبارک, سال 1391 [ دوشنبه بیست و نهم اسفند 1390 ] [ 11:28 ] [ مدیریت هنر پارسیان ]
زنده یاد استاد جلال ذوالفنون
متولد ۱۳۱۶/۱۲/۱۶ ، آباده فارس اشاره: جلال ذوالفنون، تنها یك استاد موسیقى نیست. مجموعه اى است از دانش، تسلط به فن اجرا و جهان بینى خاص كه هنرمندانى چون او دارند. واقع بینى آمیخته به تخیلى كنترل شده، خیالى آزاد و درعین حال مقید به انگاره هاى فرهنگ اصیلى كه در آن رشد كرده، قلندرى و شوریدگى وسلوكى كه انگار پایانى ندارد. صداى سه تار او، هنگامى هم كه دیگر سه تار نمى نوازد، در گوش و هوش مخاطب هایش طنین انداز است. استاد ذوالفنون : موسیقی برای تعالی ذهن انسان است تقسیم بندی موسیقی را به پاپ و غیرپاپ درست نمیدانم بلكه موسیقی باید به دو دسته كلی خوب و بد تقسیم شود. برای پیشرفت موسیقی باید امیدمان را از ارگانهای دولتی قطع كنیم زیرا این مردم بودهاند كه در تمام ادوار فرهنگ و هنر را ساخته و حفظ كردهاند. روحش شاد و یادش گرامی وبسایت هنری هنر پارسیان - مهدی http://www.honarvaran1.blogfa.com برچسبها: زندگینامه ای از استاد جلال ذوالفنون [ دوشنبه بیست و نهم اسفند 1390 ] [ 11:3 ] [ مدیریت هنر پارسیان ]
|
||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||
| [ قالب وبلاگ : ایران اسکین ] [ Weblog Themes By : iran skin] | ||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||