X
تبلیغات
وبسایت موسسه هنری هنر پارسیان

وبسایت موسسه هنری هنر پارسیان
سلسله موی دوست حلقه دام بلاست هر که در این حلقه نیست فارغ ازاین ماجراست 
قالب وبلاگ
چت باکس


لینک دوستان
پيوندهای روزانه




روز ولادت بانوی دو عالم حضرت فاطمه(س) و روز گرامیداشت مقام زن مبارک



مدیر مجله هنری هنر پارسیان


www.honarvaran1.fay.ir


موضوعات مرتبط: اجتماعی
برچسب‌ها: یا فاطمه الزهرا, روز مادر, عکس در مورد روز مادر, روز مادر مبارک, مادر مبارک روزن
[ چهارشنبه یازدهم اردیبهشت 1392 ] [ 17:30 ] [ مدیریت هنر پارسیان ]

مصاحبه ای با سالار عقیلی و همسرش

عکس و مصاحبه خواندنی با سالار عقيلي و همسرش
گاهي آدم‌ها همديگر را كشف مي‌كنند. كشف يك‌آدم ديگر، كار لذت بخشي است، اين كه جايي خارج از وجود خودت، توي وجود يك آدم ديگر نقطه‌هايي را ببيني كه هيچ كس جز تو آنها را نمي‌بيند و حتي خود آن آدم هم از وجودشان بي خبر است.
اين جور وقت‌ها، ‌آدم دلش مي‌‌خواهد كشفش را به ثبت برساند. مي‌خواهد از يك جاي بلند، رو به همه دنيا فرياد بزند كه من، خودم او را پيدا كرده‌ام و مي‌خواهم همه‌تان او را ببينيد!
داستان زندگي «سالار عقيلي» و «حرير شريعت زاده» هم از همين كشف شروع شد.
وقتي حرير احساس كرد چيزي در صداي سالار هست كه خوب است بقيه هم آن را بشنوند، ديگر كوتاه نيامد. خودش كفش آهنين پوشيد و همراه دايي‌اش راه افتاد تا مقدمات كار را فراهم كند. مي‌خواست در يك كنسرت رسمي و جدي، هم صداي سالار را به گوش بقيه برساند، هم سبك خاصش را در نواختن پيانو نشان بدهد. اين طوري بود كه اولين كنسرت مشتركشان را برگزار كردند.
سالار عقيلي هم گرچه كم تجربه و جوان بود، تسليم تهديد جدي حرير شد كه گفته بود اگر نيايي، با يك خواننده ديگر كنسرت را برپا مي كنم. حالا، سال‌ها از برگزاري اولين كنسرت مشترك آنها مي‌گذرد و در اين مدت، بارها در كنار هم روي صحنه رفته‌اند.
نام سالار عقيلي هم ديگر براي همه اهالي موسيقي نام آشنايي است، ‌اما افتخار اين خانواده كوچك در اين است كه استاد محمد‌رضا‌شجريان، تمام نوار ضبط شده اولين كنسرت آنها را در يك نشست شنيده، تشويق‌شان كرده و حرير،‌ در آلبوم «بوي باران» استاد، نوازندگي كرده است.
همه اينها را اضافه كنيد به اين كه 26 تا 28 ارديبهشت، سالار عقيلي همراه اركستر ملي به رهبري فرهاد فخرالديني در تالار وحدت برنامه اجرا مي‌كند.
سالار عقيلي موفقيت هنري خود را مديون همسرش مي‌داند
چطور با هم آشنا شديد؟
سالار: قضيه مال 13 سال پيش است. آن موقع من دانش‌آموز هنرستان موسيقي بودم. از طرف هنرستان در جشنواره موسيقي كنسرت داشتيم. وقتي كنسرت تمام شد، همسرم به اتفاق يكي از اقوام‌شان براي تشكر، پشت صحنه آمدند.
آن موقع خيلي كم سن بودند؛ تقريبا همسن خودم. خيلي از برنامه‌ خوششان آمده بود. دايي‌شان كه همراهشان بودند، گفتند كه خواهرزاده من هم آواز مي‌خواند. برايم خيلي جالب بود كه مي‌شنيدم يك دختر خانم هم آواز مي‌خواند.
بعد اين آشنايي ادامه پيدا كرد؟
سالار: بله. شماره مرا گرفتند و بعدها يك روز خانواده‌شان تماس گرفتند و از من دعوت كردند تا بروم خانه‌شان. آنجا من آواز خواندم. ارتباط ما خيلي خانوادگي و سالم آغاز شد.
چند سال قبل از ازدواج ايشان را مي‌شناختيد؟
4-3 سال.
خانم شريعت‌زاده! شما آن روز كه پشت سن، آقاي عقيلي را ديديد، فكر مي‌كرديد يك روز با هم ازدواج كنيد؟
نه، اصلا! من توي اين فكرها نبودم. آن موقع‌ها اصلا اين حالا و هواها را نداشتم. زندگي‌ام همه‌اش كلاس موسيقي، تمرين و... بود. آن قدر سرم با اين كارها شلوغ بود كه هيچ به اين چيزها فكر نمي‌كردم. فكر و ذكرم موسيقي بود.
آن روز از چه چيزي در آقاي عقيلي خوشتان آمد؟
از سالار به خاطر اينكه به عنوان يك نوجوان خيلي به كارش مسلط بود خوشم آمد. روي صحنه، با يك گروه آماتور هنرستاني اجرا كرد و اجراي خوبي هم داشت. به نظرم آن صدا اصلا به آن سن نمي‌خورد. غير از اين، از بچگي هميشه از هنرمندها خوشم مي‌آمد. مادرم هم يادم داده بود كه بعد از هر برنامه هنري برو تشكر كن تا هنرمند تشويق شود. حتي استاد شجريان هم كه اجرا داشتند من مي‌رفتم پشت صحنه و منتظر مي‌شدم تا به ايشان تبريك بگويم. آن روز هم به عنوان يك تماشاچي به ايشان تبريك گفتم.
هيچ وقت با هم كار نكرديد؟
حرير: چرا. در خيلي از كنسرت‌ها با هم بوده‌ايم.
سالار: اولين كار جدي و حرفه‌اي‌مان هم با هم بود. همسرم اصرار داشت كه يك كنسرت مشترك برگزار كنيم. آن موقع 19-18 سالمان بود. من تا آن وقت كنسرت نداده بودم و نمي‌دانستم بايد چه كار كنم. همه چيز يك دفعه‌اي شد.
من مي‌گفتم بلد نيستم و مي‌ترسم. چون من پيگيري نكردم، دايي‌شان و خودشان همه كارها را انجام دادند؛ مجوز گرفتند، سالن گرفتند و خلاصه همه كارها را درست كردند. من فقط چند روز تمرين كردم و بعد براي اولين بار روي صحنه رفتيم. در فرهنگسراي شفق، به ياد استاد بنان اولين كنسرت‌مان را برگزار كرديم و شروع كار من و شناخت من از جامعه هنري و شناخت مردم از من، همان جا شروع شد.
وقتي آقاي عقيلي با شما همراهي نكرد، ناراحت نشديد؟
حرير:چرا. وقتي سالار اولين بار گفت براي اجرا نمي‌آيم، من هم دست گذاشتم روي حساسيت‌هايش؛ گفتم اگر نيايي، با يك خواننده ديگر مي‌خوانم. بعدش سريع گفت نه، مي‌‌آيم.
اينكه سريع تغيير عقيده داديد، جنبه حرفه‌اي داشت يا دليل احساسي؟
سالار: كاملا احساسي بود، چون من آن‌موقع اصلا حرفه‌اي نبودم و روي صحنه نرفته بودم. در طول اين 10 سال، ‌بيشتر از هزار كنسرت داده‌ام ولي آن زمان اصلا توي اين باغ‌ها نبودم؛ بيشتر به خاطر رابطه‌مان اين كار را كردم.
خانم شريعت زاده! چرا اصرار داشتيد كه با هم كنسرت بدهيد؟
خب، مي‌خواستم كار حرفه‌اي‌مان را شروع كنيم. مي‌خواستم از يك جايي شروع كنيم. سبك خاصي را در پيانو ياد گرفته بودم كه دوست داشتم آن را ارائه كنم. آن زمان، يكي از كارهاي استاد بنان را هم بازسازي كرده بودم. غير از آن، دوست داشتم سالار يك جوري به جامعه موسيقي معرفي بشود. مي‌دانستم اگر در خانه بنشيند و براي خودش بخواند، اين اتفاق نمي‌افتد. خودش هم قدم جلو نمي‌گذاشت. بيشتر به خاطر معرفي او اين كار را كردم.
چرا به خاطر ايشان؟ مگر آقاي عقيلي چه ويژگي‌اي داشتند؟
به خاطر صدايش. فكر مي‌كردم صدايي كه دارد، شايد در 40 سالگي يك چيز طبيعي باشد، اما در آن سن، خيلي عجيب بود؛ جوان 18 ساله‌اي بود كه صداي پخته‌اي داشت. مي‌گفتم او كه اين‌قدر جوان است بايد پيشرفت كند؛ اين بود كه همه كارهايش را خودم انجام دادم. كار سختي بود؛ چون كسي ما را نمي‌شناخت و مي‌گفتند چطور بايد به دو تا جوان 18 ساله اعتماد كرد.
كنسرت دادن كار سختي بود؟
سالار: خيلي! اذيت‌مان كردند. مجوز نمي‌دادند. حتي مسئول سالن مي‌گفت آخر پيانو و آواز و تنبك چه ربطي به هم دارند؟ اين در حالي بود كه ما از همسر استاد بنان براي كارمان اجازه گرفتيم و قبلش فكر مي‌كرديم با ما برخورد منفي شود، اما خانم بنان از كار ما استقبال كرد. با روي باز و مهرباني، تشويق‌مان كرد و حتي در كنسرت هم شركت كرد.
برخورد مردم با كارتان چطور بود؟
حرير: خيلي از هنرمندها ما را تشويق كردند. استاد همايون خرم، استاد تعريف و خيلي‌هاي ديگر در كنسرت شركت كردند. حتي خانم پريسا كلاسش را تعطيل كرد و همراه شاگردانش به كنسرت ما آمدند. همين باعث شد كه كنسرت ما 3 شب اجرا شود؛ تا جايي كه بليت كم بود و خيلي‌ها روي سن نشستند.
حالا شما به خاطر محرز شدن ماجرا با هم ازدواج كرديد يا دليل‌هاي ديگري هم داشتيد؟ بالاخره خيلي‌ها سال‌ها با هم همكار هستند، اما هرگز به اين نتيجه نمي‌رسند كه رابطه دائمي با هم داشته باشند و صرفا همكار مي‌مانند.
سالار: نه. مسلما دليل‌هاي ديگري در كار بوده. من هميشه دوست داشتم با كسي ازدواج كنم كه اهل موسيقي باشد. يكي از دغدغه‌هايم اين بود كه همسرم خودش موسيقي‌دان باشد.
حرير: راستش من اصلا به ازدواج فكر نمي‌كردم، اما خب، ما خيلي نقاط مشترك با هم داشتيم. خيلي شبيه هم بوديم. از چيزهاي مشتركي لذت مي‌برديم. آدم‌هايي مثل ما، معمولا با همسالان‌شان نقاط مشترك ندارند. خود من هيچ وقت حرف مشتركي نداشتم كه مثلا با دوستانم بزنم ولي مي‌توانستم هر چيزي را با علاقه و هيجان براي ايشان تعريف كنم و ايشان هم به آن موضوع علاقه نشان مي‌داد؛ اين خيلي برايم جالب بود.
خيلي از هنرمندها فكر مي‌كنند ازدواج با آدمي كه هم رشته خود آدم است، كار درستي نيست؛ شما هيچ وقت احساس نكرديد كه اگر همسرتان يك آدم معمولي بود يا در يك رشته ديگر فعال بود، بهتر بود؟
سالار: اگر اين طور بود كه تا حالا از هم جدا شده بوديم! من ديدگاه‌هايي دارم كه حتما كسي كه موسيقي‌دان باشد آن را مي‌فهمد. كسي كه مثلا كارمند بانك است و سازي هم مي‌نوازد، به او نمي‌شود گفت موسيقي‌دان. ما تمام زندگي‌مان وقف موسيقي است.
اگر كسي مي‌آمد توي زندگي من كه چيزي از موسيقي نمي‌فهميد، عذاب مي‌كشيدم. من دلم مي‌خواهد راجع به موسيقي حرف بزنم. اينكه فرد در آن زمينه لاابالي باشد، برايم قابل تحمل نيست.
حرير: شرايط زندگي ما با بقيه فرق دارد. مثلا سالار تا ساعت 4 صبح در استوديوست و ضبط دارد يا در كنسرت‌هاي متعدد شركت مي‌كند و خيلي وقت‌ها دير مي‌آيد و تمرين مي‌كند. اينها براي من كاملا قابل درك است؛ خصوصا كه او هم از من توقع دارد در خيلي از موارد كنارش باشم.
اين رفتارها متقابل هم بوده؟
حرير: بالاخره كار ما جوري است كه اين شرايط براي من هم پيش مي‌آيد. مثلا قرار است من به زودي به يك سفر يك ماه و نيمه بروم. اگر همسرم هنرمند نبود، هرگز چنين چيزي را نمي‌پذيرفت.
خانم شريعت‌زاده! هيچ وقت حس نكرده‌ايد كه شايد اگر چنين مسئوليت‌هايي نداشتيد، پيشرفت شخصي‌ خودتان بيشتر مي‌شد؟ خسته نشده‌ايد؟
حرير: شروع فعاليت‌هاي هنري ما با هم بوده. اگر آن كنسرت اول را من تنها مي‌دادم، الان اينكه هستم نبودم و سالار هم كسي كه الان هست نبود. هميشه موفقيت‌هاي شوهرم مرا بيشتر از موفقيت‌هاي خودم خوشحال كرده. وقتي نوار «عشق آمد» او درآمد، من بيشتر از انتشار نوار «بوي باران» خودم خوشحال شدم.
سر كنسرت‌هايش آن‌قدر اضطراب دارم كه يك بار بهش گفتم من فكر مي‌كنم بالاخره يك بار سر كنسرت‌هاي تو سكته كنم و بميرم.
چند وقت بعد از اين كنسرت با هم ازدواج كرديد؟
سالار: سال 78 نامزد كرديم و سال 79 ازدواج.
حرير: ما همه جا با هم بوديم. همه مسئولان انجمن موسيقي و مركز موسيقي همه‌اش مي‌گفتند شما كي با هم ازدواج مي‌كنيد؟
سالار: براي همه محرز شده بود كه ما مي‌خواهيم با هم ازدواج كنيم. آن موقع عكس‌مان را در يك روزنامه انداخته بودند و يكي از همسايه‌هاي ما كه آن عكس را ديد گفت: بله! من فكر كنم آخرش همين خانم شريعت‌زاده قسمت شما بشود! تمام فاميل و اطرافيان منتظر ازدواج ما بودند.
شروع زندگي مشترك برايتان سخت نبود؟
سالار: چرا، ولي خب، ما به‌هرحال بايد زندگي‌مان را شروع مي‌كرديم.
اين سختي‌ها مادي بودند يا ماندگاركردن يك رابطه برايتان سخت بود؟
سالار: بيشتر مادي بود. من آن موقع درآمدي نداشتم. همسرم شاگرد داشت. خيلي كار مي‌كرد. پيانو درس مي‌داد و ماهي 100 تا 150 هزار تومان درآمد داشت. من فقط يكي دوتا شاگرد داشتم و ماهي 20 هزار تومان درمي‌آوردم. اما بالاخره با كمك خانواده خودم و آنها، توانستيم جايي را رهن كنيم. آن موقع بيشتر زندگي ما را همسرم مي‌چرخاند.
اين شرايط چطور تغيير كرد؟
سالار: كم‌كم اوضاع بهتر شد. من معتقدم كه شانس هم خودش به سراغ آدم نمي‌آيد. آدم بايد خودش را در مسير شانس قرار بدهد. كم‌كم كه سفرهاي خارجي‌مان شروع شد، توانستيم خانه بخريم و همين، بزرگ‌ترين شانس زندگي ما بود.
اولين نوارتان كه درآمد، فكر مي‌كرديد اين‌قدر فروش كند و موردتوجه قرار بگيرد؟
سالار: نه. من كه اصلا باور نمي‌كردم.
حرير: چون آقاي ارشد طهماسبي آهنگساز بود، من مي‌دانستم كه كار ديده مي‌شود.
سالار: آقاي طهماسبي گفته بود مي‌خواهم خواننده‌اي كار را بخواندكه تا حالا كار نكرده باشد.
آقاي عقيلي! فكر نمي‌كنيد قرارگرفتن در مسير شانسي كه مي‌گوييد، نتيجه تلاش‌هاي همسرتان بوده؟
سالار: چرا همين‌طور است. من زندگي هنري‌ام را مديون همسرم هستم. هرچه دارم زحمات او بوده. به نظر من، يك زن مي‌تواند مردش را به عرش اعلي ببرد يا او را به زمين بزند.
شما براي زندگي هنري ايشان چه كار كرده‌ايد؟
سالار: راستش كار خاصي نكرده ام. اين سال‌ها همه‌اش گرفتار بوده‌ام.
در زندگي مشترك، چقدر معتقد به «حريم خصوصي» هستيد؟
سالار: ما آدم‌هايي هستيم كه همه‌چيزمان كف دستمان است. بعضي‌ها اين‌جور نيستند. ممكن است هزار كار بكنند، ولي نگويند. من هميشه همه‌چيز را گفته‌ام و چيزي را پنهان نكرده‌ام.
حرير: من هم فكر مي‌كنم وقتي زندگي مشترك است، ‌يعني همه‌چيز بايد تقسيم شود. اگر غم است، اگر شانس است، اگر مشكل است. بايد مشورت شود و چيزي پنهان نشود.
يعني هيچ‌وقت به خلوت خاص خودتان نياز نداشته‌ايد؟
حرير: من چنين حسي نداشته‌‌ام. چيزهايي را كه دوست نداشته‌ام ديگران بدانند، به شوهرم مي‌گويم
با دوست‌نداشتني‌هاي هم چه كار مي‌كنيد؟
حرير: دوست‌نداشتني‌ها، مال اوايل ازدواجمان بود، اما الان همان‌ها هم باهم هماهنگ شده. رفتارهايمان را باهم جور كرده‌ايم. اوايل بعضي‌ها را تحمل مي‌كرديم يا به هم تذكر مي‌داديم، اما الان خيلي كمرنگ شده. مكالمه مي‌كنيم و مشكل را رفع مي‌كنيم.
سالار: من فكر مي‌كنم بيشتر مسائل‌مان حل شده.
در زندگي چطور به هم توجه مي‌كنيد؟
سالار: خب، الان من مي‌دانم كه چه چيزي خوشحالش مي‌كند و چه چيزي ناراحت.
حرير: سر صحنه خيلي به هم نگاه مي‌كنيم؛ آن‌قدر كه حتي خيلي‌ها به ما تذكر مي‌دهند كه خوب نيست اين‌قدر به هم نگاه كنيد!
اگر قرار باشد دري را باز كنيد، دوست داريد آن در به كجا باز شود؟
حرير: من عاشق دريا هستم؛ دوست دارم آن در رو به دريا باز شود.
سالار: دوست دارم آن در رو به موفقيت، پيشرفت و اوج‌گرفتن در كارم باز شود. دوست دارم آهنگي بخوانم كه تا حالا كسي نخوانده و كاري در موسيقي انجام دهم كه تا به حال كسي انجام نداده باشد.
جاي خانواده‌‌تان در اين چشم‌انداز كجاست؟
دوست دارم كنارم باشند.
وقتي باهم تنها هستيد، بيشترين كاري كه به صورت مشترك انجام مي‌دهيد، چيست؟حرير: بيشتر موارد درباره كارهايمان صحبت مي‌كنيم؛ درباره كارهاي جديد، درباره موسيقي ...، 99 درصد حرف‌هايمان درباره موسيقي است. قبلا گاهي اختلافاتي داشتيم كه درباره آنها حرف مي‌زديم اما الان حتي بحث‌هايمان هم درباره موسيقي است. عشق و شادي‌مان موسيقي است.
سفر مشترك خاصي داشته‌ايد كه در يادتان مانده باشد؟
حرير: همه سفرهايمان خاطره‌انگيز بوده.
سالار: همه سفرهايمان عالي بوده اما بهترين خاطره‌مان، كنسرتي در آلمان بود كه در آن 4 هزار نفر، يك ربع ساعت ما را تشويق مي‌كردند.
منبع : همشهري


بازنشر : مجله هنر هنر پارسیان

www.honarvaran1.blogfa.com


موضوعات مرتبط: هنری، استاد سالار عقیلی
برچسب‌ها: مصاحبه با سالار عقیلی و همسرش, سالار عقیلی و خانمش, سالار عقیلی و همسرش, همسر سالار عقیلی
[ سه شنبه سوم اردیبهشت 1392 ] [ 19:31 ] [ مدیریت هنر پارسیان ]
تصاویری از خانواده استاد محمدرضا شجریان

تصویری از همایون و رایان شجریان به همراه همسر همایون و کتایون خوانساری همسر دوم استاد محمدرضا شجریان

مژگان شجریان

همسر اول استاد شجریان به همراه همایون

 

 مژگان شجریان به همراه پدر

استد شجریان به همراه عروسش گیتا خوانساری

فرزند مرحوم مشکاتیان با دایی اش همایون

 


مجله هنری هنر پارسیان


www.honarvaran1.blogfa.com




موضوعات مرتبط: استاد محمدرضا شجریان
برچسب‌ها: تصاویری از خانواده استاد شجریان, خانواده استاد شجریان, شجریان, محمدرضا شجریان, خانواده
[ سه شنبه سوم اردیبهشت 1392 ] [ 19:19 ] [ مدیریت هنر پارسیان ]

كتايون خوانساري من در سال 1344 خورشيدي در تهران به دنيا امدم . پدرم بنيانگذار هنر گرافيك در ايران بود.

از خودتان و خانوادتان برایمان بگویید؟

کتایون خوانساری من در سال 1344 خورشیدی در تهران به دنیا امدم . پدرم بنیانگذار هنر گرافیک در ایران بود. از دوران جوانی در حزب پان ایرانیست فعالیت داشت از طرفداران دکتر مصدق بود او از روزنامه نگاران قدیم ایران و مدیر هنری نشریه ی زن روزو کلا مرد بسیار روشنفکری بود مادربزرگم خانم اشرف کاشانی از اولین زنان بازیگر تئاتر ایران بود که آثار زیادی از او به جا مانده است مادرم زمانی که پانزده سال داشت نقش اول فیلم ضربت به کارگردانی ساموئل خا چکیان را بازی کرد و جایزه بهترین بازیگر نقش زن را در فستیوال مسکوبه دست اورد او پس از ازدواج کار بازیگری را رها کرد من در خانواده ای که قدر هنرو هنرمند را میدانند بزرگ شدم در تهران به مدرسه سهیل می رفتم ودر نوجوانی به همراه پدر و مادر و تنها خواهرم (گیتا) به پاریس رفتیم و پس از گرفتن دیپلم زبان فرانسه را در دانشگاه سوربن خواندم در سن نوزده سالگی با یک آقای ایتالیایی ازدواج کردم و از او یک دختر به نام استفانی دارم که اکنون با پدرش در پاریس زندگی می کند. من در پاریس به کار طراحی جواهر مشغول بودم و یک مزون جواهرات فانتزی را اداره می کنم.

چند ساله بودید که با استاد شجریان ازدواج کردید ؟

من در بیست و شش سالگی با استاد شجریان ازدواج کردم.

نحوه ی آشنایی و مهرورزی با آقای شجریان چگونه آغاز شد؟

من در میهمانی با شکوه بزرگداشت آقای نصرت الله کریمی که 24 ساعت پس از ورودم به تهران بعد از سالها دوری ام از ایران ترتیب داده شده بود با ایشان آشنا شدم واز همان لحظات آشنایی رابطه ای خاص بین ما به وجود آمد که تا امروز ادامه داشته است.

عکس العمل خانواده شما در مقابل پیشنهاد ازدواج (با تفاوت سنی) چگونه بود؟

من در خانواده ای روشنفکر بزرگ شدم بعد از ازدواج ناموفقم در پاریس ازدواج با عشق برای من و خانواده ام بسیار مهم بود. خانواده ام (به خصوص مادرم) ما را از عواقبی که این ازدواج به خصوص برای آقای شجریان داشت آگاه می کرد. با این همه پدر و مادرم چون با روحیه من آشنایی داشتند و می دانستند که کاری را که بخواهم انجام می دهم رضایت دادند.

ورود شما به خانواده ی آقای شجریان چگونه عکس العملی داشت ؟از رابطه ی خودتان با فرزندان آقای شجریان بگویید؟

خب همان طور که انتظار می رفت من را با داشتن خصوصیات یک دختر جوان که در پاریس بزرگ شده و آقای شجریان را که بسیار سنتی بودند سخت پذیرفتند. در واقع من و آقای شجریان جنگ بزرگی را نه تنها با خانواده بلکه با جامعه ی سنتی ایران آغاز کردیم! و خوشبختانه هر دو در کنار هم و فقط با نیروی عشق به پیروزی رسیدیم.سعی می کنیم که با احترام متقابل کمتر روح این گنجینه ی هنر ایران را آزرده سازیم. به هر حال برای آ‹ها قبل از اینکه استاد شجریان باشد پدری با عواطف هنرمندانه و همسری ایده آل برای من هستند.

اصولا زندگی با هنرمندان و افرادی که شهرت فراوان دارندسخت و گاه می تواند آزار دهنده باشد. این برخوردها چه حسی را در شما بر می انگیزد؟

بله حق با شماست. مشکل ما این است که همیشه زندگی مان زیر ذره بیننگاه جامعه است و راحت نیستیم. البته من همیشه سعی دارم به یاد داشته باشم که هر هنرمندی با علاقه و توجه خاص مردم شهرت پیدا کرده است و همواره برخورد با مردم مردم و علاقه مندان ایشان برایم جالب بوده است و از این طریق دوستان بسیار خوبی پیدا کرده ام.

موسیقی اصیل و سنتی ایران را چه قدر می شناسید و اصولا اگر توجهی به آن داشتید حالا آن را چه طور می بینید؟

من اولین نوارهای موسیقی اصیل را بعد از آشنایی با ایشان گوش کردم چون در پاریس این نوارها را در اختیار نداشتم و اصولا با نام ایشان آشنا نبودم. حالا موسیقی سنتی با صدای ایشان برایم جایگاه خاصی دارد و سعی می کنم لااقل شنونده خوبی باشم و از آن لذت ببرم.

با سازهای ایرانی آشنایی دارید ؟ خودتان در زمینه شعر و موسیقی کاری کرده اید؟

خیر با سازهای ایرانی آشنایی ندارم.

از خلق و خو و خصوصیات آقای شجریان و از رابطه با فرزندانشان برایمان بگویید و این که با این همه برنامه های فشرده آیا ایام فراغتی برای گذراندن اوقات

خصوصی برایتان می ماند؟

بله ایشان همیشه معتقدند که باید عشق را مانند یک گل آبیاری کرد تا خشک نشود. چون باغبان قابلی هستند و همیشه وقتی برای زندگی خصوصی خود گذاشته اند. بر خلاف آنچه که می شنویم که ایشان عبوس و بد اخلاقند در منزل بسیار خوش اخلاق و شوخ هستند و با رایان یا مشغول شیطنت و بازی هستند و یا به درس های موسیقی او می پردازند. ایشان در سفرها همیشه برای کارهای تفریحی و گردش پیشگام هستند.

از انتظارات و توقعات آقای شجریان از زندگی زناشویی بگویید و این که شما چگونه خواسته های ایشان را برآورده می کنید؟

ایشان بسیار انسان کمال گرایی هستند این را در کارنامه زندگی شان هم می شود دید. من از همان ابتدا به این امر پی بردم لذا در زندگی خصوصی مان هرگز مشکلی باهم نداشتیم.

از پسرتان بگویید و این که آیا در کار پدرش کنجکاو می شود؟فکر می کنید روزی راه پدر و برادرش(همایون) را پیش بگیرد؟

پسر ما فرزند عشق است. عشق پدری در سن 56 سالگی که در کمال شعور و درک و فهم از مسایل مختلف است. علم امروز ثابت کرده است که از نظر ژنتیکی بی تاثیردر فرزند نمی باشد. او از نظر خصوصیات اخلاقی به پدرش شبیه است و مطمئنا از هنر او بی نصیب نمی ماند. من شخصا معتقدم که هر هنرمند و متفکری بی مثال است انسانهایی مثل خیام سعدی حافظ و شجریان هر یک در مقطع خاصی از زمان آمده اند و دیگر تکرار نمی شوند.

کنجکاوی های بسیاری در رابطه با شما و آقای شجریان دارم و پرسش های فراوانی که می دانم خوانندگان نشریه هم دوست دارند بدانند آن ها را می گذارم برای فرصتی دیگر در خاتمه با تشکر از شرکت شما در این گفت و گوهمین طور برای صراحت و صداقت در پاسخگویی به سوالاتم اگر نکته ای به نظرتان می رسد که ناگفته مانده است بیان بفرمایید خوشحال می شویم.



مجله هنری هنر پارسیان


www.honarvaran1.blogfa.com

مطلب از آزادنگار


موضوعات مرتبط: هنری، استاد محمدرضا شجریان
برچسب‌ها: گفتگویی با همسر استاد شجریان, همسر استاد شجریان, همشر شجریان, خانم شجریان, گفتگو
[ سه شنبه سوم اردیبهشت 1392 ] [ 19:12 ] [ مدیریت هنر پارسیان ]

ابوریحان بیرونی و اندیشه های او - آکاایران

ابوریحان بیرونی و اندیشه های او

 تاریخچه رسمی انسان شناسی به دهه های پنجاه و شصت قرن نوزدهم میلادیبی بر می گردد، اما به راستی تاریخچه حقیقی بینش و دانش انسان شناسی نمی تواند محصور به چنان بازه متأخری گردد. معمولا تاریخچه تفکر اجتماعی مسلمانان به خاطر برخی پیش داوری ها مغفول مانده است. در این نوشتار این پرسش را مد نظر...

 هندشناسی ابوریحان بیرونی؛ بینش انسان شناسی و روش مردم نگاری

 دارم که آیا حقیقتا در آثار ابوریحان بیرونی روش و بینش انسان شناختی وجود دارد؟ برجستگی وی از این منظر با دیگر متفکران مسلمان چیست؟
بینش انسان شناسی حاصل کنجکاوی انسان درباره نسبت میان «خود و دیگری» است، این رشته «مردم نگاری» را به عنوان روش تحقیق اصلی خود می گزیند، آسیب عمده ای که همواره در کمین مطالعات انسان شناسی بوده، «قوم مداری» است. آثار ابوریحان بیرونی و مخصوصا آنچه می تواند «تک نگاری» وی از جامعه هندوستان در نظر گرفته شود (تحقیق ماللهند) آشکارا سرشار از بینش ها و روش های مطلوب و مقبول انسان شناسی است.
وی به خاطر 1- استفاده بیشتر از روش استقرائی و مطالعه میدانی 2- تاکید بر روی یک جامعه خاص 3- دوری از قوم مداری و سوگیری در مشاهده از دیگر متفکران اجتماعی مسلمان هم عصر خویش بارز و به شاخه انسان شناسی نزدیک تر است.

واژگان کلیدی: ابوریحان بیرونی، مردمشناسی، انسان شناسی، تحقیق ماللهند، تفکر اجتماعی در اسلام، هند شناسی

مقدمه
دانش انسان شناسی همچون بسیاری از دیگر شاخه های علوم اجتماعی تاریخ کهنی را برای خود متصور نمی شود، معمولا تاریخچه رسمی انسان شناسی همپای جامعه شناسی و دیگر علوم اجتماعی به دهه های پنجاه و شصت قرن نوزدهم میلادی، همزمان با ایجاد کرسی های آکادامیک این رشته شمرده می شود. اما به راستی تاریخچه حقیقی بینش و دانش انسان شناسی نمی تواند محدود و محصور به چنان بازه متأخر گردد.
«انسان شناسی تنها در دورانی متأخر به یکی از علوم انسانی بدل شد یعنی در نیمه دوم قرن نوزدهم بود که انسان شناسی به وجود خود آگاهی یافت. اما پیش از این، از دوران باستان ما با نوعی اندیشه پیش-انسان شناختی رو به رو بوده ایم که به هیچ رو نمی توان آن را کوچک شمرد و ترسیم بیلانی دقیق از آن ضروری به نظر می رسد. پیشوندی که در این اصطلاح به کار گرفته شده، توجیه خود را در آن می یابد که این اندیشه از سوی تاریخ دانان، جغرافی دانان، طبیعت شناسان و فیلسوفان و نه از سوی انسان شناسان تبیین شده است. تمامی این اندیشمندان بر آن بوده اند که انسان را در تنوع او درک کنند، آنها یک سری شواهد عرضه کرده اند که ارزشمند هستند و حتی آن گاه که این شواهد را جانبدارانه یا تحریف شده نیز بیابیم، باز هم در جانبداری و خطاهای آن می توان اسنادی برای تفسیر یافت...» (ژان پواریه به نقل از فکوهی، 1386: 21)
مروری بر آثار حکیمان، فیلسوفان و دانشمندان در زمان ها و سرزمین های مختلف خود نشان از کنجکاوی بشری درباره خویش و «جامعه» خویش به عنوان موضوع علوم اجتماعی دارد، گرچه الزاما «روش»ها یا «بینش» هایی که از این کنجکاوری برآیند می شده همواره با تعاریف، روش ها و بینش هایی که در دو قرن اخیر رواج یافته اند همخوانی نداشته است. در هر حال دستاوردهای این تلاش های انسان شناسانه را نمی توان نادیده گرفت.
اما در این میان تاریخچه تفکر اجتماعی اهل خرد و اندیشه مسلمان با وجود گرانسنگی و قابل توجه بودن آن همیشه به خاطر برخی پیش داوری ها مغفول مانده است. در این نوشتار نگاهی خواهیم داشت به ابوریحان بیرونی (973-1048 میلادی برابر با 362-440 هجری قمری) و به مقایسه روش و بینش اجتماعی وی با دیگر قدمای اندیشه ورز مسلمان می پردازیم تا ویژگی ها و برجستگی های وی به عنوان یک انسان شناس مشخص شود.
 در این نوشتار این پرسش را مد نظر داریم که آیا حقیقتا در آثار ابوریحان بیرونی روش و بینش انسان شناختی وجود دارد؟ تفاوت وی از این منظر با دیگر متفکران مسلمان چیست؟
 برای این منظور ابتدا نگاهی به آراء چند تن از معاصر خواهیم داشت که کوشیده اند بیرونی را به عنوان یک انسان شناس معرفی کنند. سپس نگاهی به اثر اصلی بیرونی (از دیدگاه انسان شناسی)، یعنی «تحقیق ماللهند» خواهیم انداخت و پس از بررسی روش کار وی، به مقایسه با دیگر متفکران اجتماعی مسلمان مثل فارابی، ابن خلدون، ابن بطوطه و.. خواهیم پرداخت.

 بینش و روش انسان شناسی بینش انسان شناسی حاصل کنجکاوی انسان درباره نسبت میان «خود و دیگری» است، و با این تعریف است که تاریخچه تفکر انسان شناختی می تواند تا سپیده دم عمر بشری پیگیری شود، تا زمانی که نخستین انسان و نخستین اجتماع بشری قصد شناخت «خود» داشت که البته بدون تصور رابطه ای با «دیگری» غیر ممکن بود:
«دو مفهوم «خود» و «دیگری» را می توان با دو مفهوم «هویت» و «دیگربودگی» انطباق داد. از قدیمی ترین فرهنگ های انسانی همواره با تمایل انسان برای یافتن یک «هویت» روبه رو هستیم. انسان بر آن است که خود را بشناسد بنابراین در پی یافتن «شباهت ها» و «تفاوت ها» با سایر همنوعان خود بوده است... بنابراین تفکری که ما آن را انسان شناختی می نامیم پیش از هرچیز در رابطه ای انجام می گیرد که آن تفکر با انسان به مثابه «خود» و با انسان به مثابه «دیگری» برقرار می سازد» (فکوهی، 1386: 22-23)
 بدیهی است چنان تعریفی از تفکر انسان شناختی بسیار کلی تر و فراتر از آن است که بتواند معرف آن رشته ای باشد که امروزه به نام «انسان شناسی» می شناسیم، این تعریف به نوعی سراسر علوم اجتماعی و حتی علوم انسانی را می تواند در بر بگیرد. آنچه در حقیقت موجب شده است بتوانیم تا حدودی میان این طیف وسیع اندیشه اجتماعی و رشته انسان شناسی مرزی قایل شویم بیش از هرچیز به «روش» خاصی بر می گردد که اهل این رشته در تحقیق خویش پیرامون رابطه هویت و دیگر بودگی  به کار می گیرند، این روش همان «مردم نگاری» است.
 اتنوگرافی (مردم نگاری) عبارت است از «یک کار توصیفی مشاهده ای و نوشتاری که در طی آن توصیف تجربی از داده ها و اسناد به شکل ثبت وقایع انسانی، ترجمه، و طبقه بندی عناصر مهم برای درک جامعه یا نهاد مورد مطالعه، انجام می گیرد» (ریویر، 1385‌:27)
در نهایت نتیجه ای که از این پژوهش حاصل می شود در قالب یک «تک نگاری» (مونوگرافی) سازماندهی و تنظیم می شود، از مردمنگاری ها «گروهی از تک نگاری ها به دست می آیند که موضوع مورد مطالعه را از جنبه های گوناگون توصیف می کنند. موضوع تک نگاری ها می تواند بسیار متنوع باشد. یک تک نگاری ممکن است قومی در اقیانوسیه، یا روستایی در  اروپا، جشنی در منطقه ای و یا گروه طرفداران تیم های فوتبال ایتالیا را توصیف کند» (ریویر، 1385: 27)
 اگر ما بخواهیم انسان شناس بودن ابوریحان بیرونی یا هر متفکر دیگری را ارزیابی کنیم لازم است به هر دو مقوله بینش انسان شناختی و روش مردم نگاری در تلاش علمی وی توجه کنیم.

پیشینه توجه به ابوریحان بیرونی به عنوان انسان شناساکبر احمد، انسان شناس نامور پاکستانی، در نوشتار مختصری در سال 1984 با عنوان «بیرونی: نخستین انسان شناس» تلاش کرد بیرونی را به دنیای انسان شناسی معرفی کند، او در مقایسه وی با ابن خلدون چنین می گوید:
«برعکس ابن خلدون، بیرونی کمتر در غرب شناخته شده است. ابن خلدون در شمال آفریقا (و نهایتا در قاهره)  زندگی گذراند و توانست هم توجه پژوهشگران غربی و هم عرب را مخصوصا در قرن حاضر جلب کند. اما بیرونی برعکس، در خوارزم، در دربار محمود غزنوی (افغانستان) زندگی کرد و روی هند کار ]پژوهش[ انجام داد. او عرب نبود»  (Ahmad: 1984: 9)

اینکه چرا و به چه دلیل از میان متفکران مسلمان «ابن خلدون» بیش از همه مورد توجه پژوهشگران غربی و حتی مسلمان واقع شده است در حالیکه به نظر می رسد کسان دیگری همچو بیرونی و فارابی و.. هم هستند که بینش های قوی در زمینه تفکر اجتماعی داشته اند مجال دیگری می طلبد، به هر حال اکبر احمد معتقد است نه فقط بیرونی یک انسان شناس است بلکه بینش و رویکرد وی چنان قوی است که می توان با جسارت وی را «نخستین انسان شناس» دانست (ن.ک: Ahmad: 1984).
اما ریویر (1995) وقتی از پیشینه انسان شناسی سخن می گوید، هرودوت یونانی را «قهرمان افسانه ای» تاریخ، جغرافیا و انسان شناسی می داند، او حتی وقتی به اندیشه انسان شناختی مسلمانان اشاره می کند نیز نامی از بیرونی نمی برد بلکه به اشاره به البکری (قرن یازده میلادی)، ابن بطوطه (قرن چهاردهم) و سرانجام ابن خلدون (قرن چهاردهم) بسنده می کند (ریویر، 1385: 52)، چنین اظهار نظری به خوبی نشان می دهد بیرونی هرگز آنگونه که باید و شاید نتوانسته است توجه پژوهشگران و پیشینه نویسان انسان شناسی را جلب کند.
 م. س. خان در پژوهشی درباره «تاریخ سیاسی هند از نگاه بیرونی» نوشته است:
«وقتی بیرونی می نوشت، معنی تاریخ فقط تاریخ سیاسی و نظامی جنگ ها و نبردها بود، اما رویکرد وی چنین نیست. در اثر شناخته شده وی «تحقیق ماللهند» (پژوهش درباره هند) او به تاریخ نظامی و سیاسی هندوستان نپرداخته است، بلکه آن را ]با رویکردی به[ تاریخ فرهنگی، علمی، اجتماعی، دینی ]مطلب[ نگاشته است که نشان می دهد وی از تاریخ برداشتی به گستردگی ]علم[ تاریخ مدرن داشته است.» (Khan, 1976:86)
 در ایران نیز به طور پراکنده به نقش و جایگاه بیرونی در انسان شناسی اشاراتی شده است. پرویز اذکایی بیرونی را «بنیان گذار مطالعه تطبیقی در فرهنگ بشر» می داند (اذکایی، 1374: 51)، همچنین باید به مقاله کمال جوانمرد تحت عنوان «جایگاه روش شناختی ابوریحان بیرونی در علم انسان شناسی» اشاره شود (کمال جوانمرد، نشریه نامه فرهنگ، ش 54).
در بررسی آثار و افکار متفکران مسلمان همواره این خطر وجود دارد که اندیشه ایشان از بستر و اساس اصلی خویش منتزع شود و به نوعی مشمول این اتهام قرار بگیریم که با پیش فرض های مدرن و امروزین خود به سراغ متنی کهنتر رفته ایم، متنی که می بایست در بافت تاریخی، فرهنگی و فکری خود تحلیل شود.
 از جمله ایرانیانی که در سال های اخیر به بیرونی پرداخته است، باید از غلامحسین مقیمی نام برد. وی با توجه به عنایتی که به بخش های دیگر آثار بیرونی، مخصوصا مبانی فلسفی تفکر وی داشته است بهتر از سایرین می توانسته است به بیرونی نگاهی از درون داشته باشد، به نظر می رسد ادبیات وی بیش از دیگر بیرونی شناسان با آثار و احوال بیرونی مناسبت دارد. (ن.ک: مقیمی 1382، 1381) اما مقیمی بیشتر در پی معرفی آراء سیاسی بیرونی بر آمده است تا بینش انسان شناختی وی:
«اگرچه نگاه بیرونی به غایت عالم طبیعی است و نقطه عزیمت اندیشه وی توصیف الگوها و قوانین طبیعی است، اما هم او با تعلیل ذهنی و در نهایت به واسطه وحی و شهود به تعادل و انسجام می رسد، به عبارت دیگر مدل پژوهشی وی «معرفت ترکیبی» است که از حس و استقراء آغاز و با عقل و قیاس به تعادل و در نهایت با وحی به ثبات و استحکام می رسد» (مقیمی، 1382: 149)

 همچنین بیشتر کسانی که به بررسی تاریخجه تفکر اجتماعی مسلمانان پرداخته اند همواره فصلی را به بیرونی اختصاص داده اند، از جمله باید به اثر تقی آزاد ارمکی (1386) و تاریخ تفکر اجتماعی در اسلام (پژوهشگاه حوزه و دانشگاه، 1389) اشاره کرد.

هندشناسی بیرونی
«تحقیق ماللهند» را باید نخستین اثری بدانیم که نه در قالب یک سفرنامه بلکه به صورت یک منسجم درباره یک فرهنگ خاص نوشته شده است (فکوهی، 1386: 72)  بعد از آن که ابوریحان بیرونی به دربار محمود غزنوی نزدیک شد، کم کم مورد اعتماد محمود غزنوی قرار گرفت. سکونت او در غزنه، از سال 407 ه ق تا 440 ه ق به طول انجامید. او در طول این سی و دو سال، چندین بار به هند سفر کرد. ابوریحان ستاره شناس بود و ستاره شناسان یکی از چهار دسته ندمای خاص خلفا و سلاطین به شمار مى رفتند
ابوریحان تا پایان عمرش، یعنی اواخر ایام مودودبن مسعود، به سمت منجمى باقی ماند و در بیشتر سفرها همراه سلاطین عزنوی بود. مهم ترین نتیجه ى مهاجرت ابوریحان از خوارزم به غزنه و درآمدن در خدمت سلطان محمود غزنوی، آن است که امکان سفر به هند را یافت و در سفرهای سلاطین غزنوی و شاید در غالب اقامت های کوتاهی که آنان خارج از پایتخت خود داشتند، به عنوان منجم خاص همراه آنان بود. (اشرفی خیرآبادی، 1387: 82)
 سفر به سرزمین هند در چندین مرحله انجام شده است، ماحصل این سفرها کتاب «تحقیق ماللهند» است که شاید در نوع خود نخستین تک نگاری از یک فرهنگ خاص به شمار آید. از کتاب تحقیق ماللهند به خوبی مشهود است ابوریحان چند شهر هند را دیده است. این کتاب که نتیجه ى سفرها و تحقیقات ابوریحان به هند است، در سال 422 ه ق تألیف شده است. آغاز سفرهای ابوریحان به هند تا تاریخ تألیف کتاب از چهارده سال در نمی گذرد. ابوریحان، خود تنها یک تاریخ معین از سفر به هند مى دهد و آن همراهی با سلطان محمود در فتح سومنات، به سال 416 هجری قمرى است (همان).
بیرونی کتاب هند شناسی خویش را در هشتاد بخش یا باب تنظیم کرده است. او باب‌های 2 تا 14 کتاب خویش را به شناخت ادیان هند و حکمت و فلسفه‌ هندی اختصاص داده و  در به بیان آرا و نظرات هندیان درباره زندگی پس از مرگ، چگونگی معاد، تناسخ و ذات پروردگار پرداخته و بت‌های هندی، وداها و پورانه‌ها را معرفی کرده است. در باب‌های 14 تا 63 کتاب خویش از علوم گوناگون و دانش‌های مختلف هندی سخن به میان آورده است. در حقیقت، این بخش‌های ماللهند به‌گونه‌ای بازگوکننده مسائل جهان‌شناختی، زمین‌شناختی و جغرافیایی و بیان‌کننده مفاهیم مرتبط با تاریخ، تقویم و مقیاس از منظر هندوان است (امیر نعمتی لیمائی، 1389).
مسایل مربوط به آداب و رسوم، مناسک، ازدواج، و اطلاعات دقیقتر انسان شناختی از جامعه هندوستان در باب‌های 63 تا 78 ارائه شده است. توصیف نظام خویشاوندی در هند چند زنی، زن گرفتن مرد زن مرده، آتش زدن زنان شوهر مرده، طلاق، زنا، آداب عروسی و.. در صفحات 471 – 469 آورده شده است.
 اما در سه باب آخر، بیرونی بیشتر به نجوم و اخترشناسی پرداخته و چه بسا به مقایسه اطلاعات گسترده و دقیق نجومی مسلمانان با اطلاعات نجوم دانان هند نظر داشته است.
به گفته ى بیرونى، هندی ها در آداب و رسوم خود با دیگران چندان تفاوت دارند که فرزندان خود را از غیرهندی ها و هیأت ظاهری و نحوه ى لباس پوشیدن دیگران می ترسانند و اجازه ى معاشرت با آنان نمی دهند. وى بابى را در میان سیره های هندوان که در این زمان وجود دارد، به بیان رسوم عجیب و غریب هندوها اختصاص داده است و مى نویسد «تا بدان حد با آداب و رسوم اهالی شهرهای ما مخالف است، که به دید ما اموری عجیب می نمایند» (تحقیق ماللهند، ص: 144)
در واقع اینجا وی به مساله قوم مداری (ethnocentrism) اشاره می کند که از جمله اصطلاحات بسیار مورد استفاده انسان شناسی مدرن است:
«قوم مداری که همه تلاش مردم شناسان برای رهایی از چنگال آن است، یعنی رویکردی که در آن اشکال اخلاقی، دینی و اجتماعی اقوام دیگر را با معیارهای قوم خود داوری کنیم و به این ترتیب اختلاف های آن ها را به حساب ناهنجاری های شان بگذاریم. آیا لازم نیست ابتدا کردم های سرخ کرده ای را که غذای قومی خاص است بچشیم و سپس درباره «بد» بودن آن ها اظهار نظر کنیم؟» (ریویر، 1385: 23)
او در فراز دیگری هم به وجود تصورات قدرتمند «قوم مداری» در میان هندیان چنین اشاره می کند:
«اهل هند خود را از همگان برتر دانسته و معتقدند در روی کره ى زمین اصل و اساس همه چیز ما، اعم از زمین پادشاهی و دین و علم و بشر همان است که نزد آنان است و از هر جهت افضل دیگران هستند. ازاین رو، به خود می بالند. بخل ورزیدن از آگاهی دیگران بر معلوماتشان در سرشت آنان جای داشته است و سعی فراوان در عدم اطلاع دیگران، حتی هموطنان خودشان از دانسته هایشان دارند تا چه رسد بیگانگان. آنان نم یپذیرند که در روی زمین غیر از شهرها و مردمان، دانشمندان خودشان، شهر و مردم و اهل علم و علم دیگری وجود داشته باشد. به گونه ای که اگر به عنوان مثال سخن از وجود دانش و دانشمندی در خراسان و فارس به میان بیرونی در تأیید گفته ى خود نقل می کند که وقتی  آورده شود، نپذیرفته و گوینده ى آن را جاهل و نادان دانسته و سخن او را تصدیق نمی کنند» (تحقیق ماللهند، 13)

بیرونی درباره ى طبقات اجتماعی متوجه دو مطلب عمده شد: 1) فلسفه پیدایش طبقات اجتماعی 2) کارکرد هرکدام از آنها در جامعه. بیرونی اگرچه تعریفی از نظام کاستی ندارد، ولی مشخصات آن را بیان می کند: الف) تقسیم جامعه به گروه های مشخص با حق ارث ب) تعیین وظیفه و کارکرد هرکدام از طبقات ج) عدم تحرک منزلتی د) ازدواج درون گروهی ه) علائم و نشانه های هرکدام از کاستی ها (اشرفی خیرآبادی، 1387: ص 86)
بیرونی چهار طبقه ى بَراهمه، کِشتَر، بَیش و شُودرُ را با ذکر خصوصیات اخلاقی هریک بیان می کند. قواعد هرکدام را در مورد ازدواج، ارث، مجازات، محاکم قضایی و چندهمسرى ذکر مى کند و از عقاید هندیان دربار هى تأثیر افلاک و ستارگان بر اوضاع و احوال طبقات و جامعه مى گوید. سپس، به اصناف هشت گانه ای اشاره می کند که در هیچ یک از طبقات مذکور پایگاهی ندارند و وظیفه ى آنان صرفاً ارائه ى خدمات به طبقات چهارگانه ای است که در بالا نام برده شد. به مجموع این طبقات اَنتَر گفته می شود و بین خود سلسله مراتبى دارند که عبارت از: رختشویان، کفاشان، بافندگان، بازیگران، بافندگان زنبیل، شکارچیان و صیادان، سپرسازان و بادبانان. مسکن آ نها در حاشیه و خارج از محل سکونت طبقات فوق است. (اشرفی خیرآبادی، 1387: ص 87)
یک واژه کلیدی در اندیشه بیرونی، اصطلاح «استنئاس» است (بیرونی، الجماهیر، ص 78)، اصل استئناس که بر مبنای تفکر بیرونی اساس زندگی اجتماعی نوع بشر بر آن استوار است در اندیشه اجتماعی وی همان جایگاهی را دارد که «عصبیت» در اندیشه ابن خلدون دارد، برای بیرونی اُنس گرفتن و همنشینی بر مبنای همگنی و تشابه اساس زیست اجتماعی بشر است:
«بنیان جامعه در نظر بیرونی بر مبنای همگنی و تشابه استوار است و در این باب مثال هایی ارائه می دهد، از جمله می گوید حتی پرندگان با همگنان خود می پرند و همزبانی گنگ ها با یکدیگر چنان زیاد است که وقتی به هم می رسند، مردمان دیگر را که نمی توانند با آنان گفتگو کنند، همه را گنگ می دانند» (جمشید نژاد، 1376: 15)

روش تحقیق بیرونی در هندشناسی
 چنانکه پیشتر اشاره شد روش اصلی تحقیق در انسان شناسی «استقراء» و گردآوری داده از طریق «مشاهده میدانی» است، گرچه شاید چنان تکنیکی در ابتدا ساده به نظر برسد اما مشاهده گر همواره باید دقت کند از آسیب هایی که ممکن است نتیجه کارش را تحت تاثیر قرار دهد پرهیز کند، در نهایت نتیجه مشاهده وی به صورت یک تک نگاری سازمان دهی می شود.
 بیرونی نه تنها به خوبی به اهمیت استقراء و مشاهده میدانی واقف بوده است بلکه همواره نگاه منتقدانه و آسیب شناسانه خود را در این فرایند متذکر شده است، وی در نهایت محصول این تحقیق خود را در قالب یک تک نگاری گردآورده است. بیرونی معتقد است:
«نزدیک ترین ابزار و منبع برای دستیابی به آنچه از من خواسته اند، شناخت اخبار ملتهای گذشته و تاریخ ملتهای پیشین است، زیرا بیشتر امور یادشده، آداب و رسوم، تحولات و مقررات به جای مانده از آنان است و با استدلال عقلی و قیاس به امور مشاهد و محسوس نمی توان به آن دست یافت، مگر آنکه از پیروان کتب آسمانی و رهبران فرق و مذاهب و صاحبنظران، که اینگونه تاریخها مورد استفاده و عمل آنان است پیروی کنیم و آن را مبنای تحقیق قرار دهیم و پس از آنکه فکر خود را از عوامل زیان آور، مانند آنچه بدان معتاد شده، تعصب، انگیزه غلبه بر دیگران، پیروی از هوا و ریاست طلبی که سبب هلاک بسیاری از مردم و مانع دیدار حق و حقیقت است پاک ساختیم، آراء و گفته های ایشان را در اثبات این مقصود با هم بسنجیم» (بیرونی در آثار الباقیه، به نقل از پژوهشگاه حوزه و دانشگاه 117)
 بیرونی در عبارات فوق هم از نامناسب بود روش «قیاس» در انسان شناسی سخن گفته است و هم با کاربردن عبارت «پاک ساختن دید و نگاه» توجه آگاهانه و انتقادی و آسیب شناختی خود به مشاهده میدانی را بیان کرده است، وی تصریح کرده است:
«هرگاه که اسمی از افواه آنان ]هندیان[ فرا می گرفتم و به نهایت در صحت فراگیری آن  می کوشیدم، چون آن اسم را باز می گفتم، اهل زبان جز به سختی آن را درنمی یافتند... زبان هندوها بالذات عریض و طویل است و شبیه به تازی که شیئی یگانه را بدان به اسامی گوناگونی م یخوانند مشتق از هم. از سوی دیگر، زبان آنها مشتمل است بر زبان مبتذل که جز بازاریان بر آن سخن نمی گویند و زبان محفوظ و فصیح که متعلق است به فضلای ماهر. حروفی که میان برخی از آن زبان وجود دارد، نه در زبان تازی شباهت دارد و نه پارسی که ما قادر به ادای آن از مخارج خود نیستیم و گوش ما نیز آن را تمیز نمی دهد و دست ما نیز یارای آن را ندارد » (تحقیق ماللهند، 9-10)
او با صراحت از اعتقاد خویش به لزوم «مشاهده مشارکتی» پرده برداشته است:
«من آن را به انجام رساندم بدون اینکه بر دشمن بهتان بزنم و از حکایت کلام او ]دشمن[ هرچند ]از نظر من و دین و فرهنگ خودم[خلاف حق بوده، شنیدنش نزد اهل حق نهایت زشتی باشد، در تنگنا قرار گرفته، سر باز زنم. چه این باورداشت اوست که خود به آن آگاهتر است. و این کتاب کتاب برهان و جدل نیست تا در آن ادله دشمنان ذکر شود و آن دسته از ادله آنان که مخالف حق است نقض گردد، بلکه کتاب حکایت است. پس کلام هندیان را به همان نحو که خودشان اعتقاد دارند نقل می کنم و از عقاید یونانیان، آنچه که همانند باور هندیان است، بر آن می افزایم» (پژوهشگاه حوزه و دانشگاه: 119)
 در تصریحات فوق اعتقاد بیرونی به مشاهده، آنهم مشاهده مشارکتی (دیدن به عنوان یک عضو جامعه و نه فردی بیگانه) بارز است، اما در سطور آخر یکی دیگر از فرازهای روش شناختی وی عیان شده است و آن مطالعه تطبیقی می باشد.
 اذکایی بیرونی را «بنیانگذار مطالعه تطبیقی در فرهنگ بشری» توصیف کرده است (اذکایی، 1374: 51) بیرونی در هندشناسی خود همواره گرایش به تطبیق و مقایسه آن با فرهنگ مسلمانان، یهودیان و مسیحیان داشته است (صفا، 1352: 151).
 مجموعا در ارزیابی دقت های روش شناختی بیرونی می توان نتیجه گرفت اولا وی نسبت به مساله روش حساسیت داشته و همواره بر لزوم به کار گرفتن روش های در خور هدف مطالعه خویش تاکید داشته است، دوم اینکه با وجود اعتقاد آشکار وی به قیاس، عقل و وحی در تحقیقات انسان شناسی بیشتر تاکید بر روش استقراء داشته است که می تواند با تاکید انسان شناسان بر مشاهده میدانی مقایسه شود، سوم اینکه او نه فقط به مشاهده گرایش داشته بلکه مشاهده مشارکتی و بدون پیش داوری و تعصب را همواره مد نظر داشته است، در نهایت اینکه بیرونی گرایش به مطالعه تطبیقی میان فرهنگ ها داشته است.

روش و بینش بیرونی در قیاس با دیگر  متفکران مسلمان
دورتیه درباره شیوه بنیانگذاری انسان شناسی آورده است:
«پروژه بنیانگذاری علمی چون «انسان شناسی» با هدف مطالعه آداب و رسوم و باورهای انسان، در اواخر قرن هفدهم شکل گرفت. برای این پروژه دو منشأ قایل شد: نخست فلسفه که در پی تأمل بر منشأ انسان و زندگی در جامعه بود، و سپس سفرهای اکتشافی که امکان کشف مردمان «وحشی» را به وجود آورد» (دورتیه، 1386: 29)
در بازخوانی شیوه شکل گیری اندیشه انسان شناختی بیرونی، ما شاهد هم آمیزی هر دو عنصر «فلسفه» و «سفر» هستیم، با این تفاوت که نگاه بیرونی در این مسافرت ها بسیار انسانی تر و منطقی تر از نگاه بنیانگذاران غربی انسان شناسی است، چرا که وی نه تنها به هیچ عنوان به مردم هند با برچسب «وحشی» برخورد نمی کند بلکه چنان به مردم میدان خود نزدیک می شود و از درون ایشان به خود و دیگران می نگرد که به خوبی درک می کند همه فرهنگ ها در آستانه «قوم مداری» هستند، این وظیفه انسان شناس است که این خطر را احساس کند و تحت تاثیر قوم مداری فرهنگ خود قرار نگیرد. او می داندهندی ها هم دیگران را «وحشی» و «بدوی» می انگارند:
«اهل هند خود را از همگان برتر دانسته و معتقدند در روی کره ى زمین اصل و اساس همه چیز ما، اعم از زمین پادشاهی و دین و علم و بشر همان است که نزد آنان است و از هر جهت افضل دیگران هستند.» (تحقیق ماللهند، ص 13)
 او کاملا آگاه است و می کوشد تحت تاثیر تفاوت های فرهنگی خود و میدان مورد مطتلعه اش قرار نگیرد: «تا بدان حد با آداب و رسوم اهالی شهرهای ما مخالف است، که به دید ما اموری عجیب می نمایند» (همان، ص: 144)
اما چنانکه پیشتر اشاره شد بیرونی در مقایسه با دیگر متفکران اجتماعی هم کیش خود (مسلمان) نیز هرگز به جایگاه شایسته خویش دست نیافته است. پیشتر بیان شد که ریویر وقتی به اندیشه انسان شناختی مسلمانان اشاره می کند نیز نامی از بیرونی نمی برد بلکه به اشاره به البکری (قرن یازده میلادی)، ابن بطوطه (قرن چهاردهم) و سرانجام ابن خلدون (قرن چهاردهم) بسنده می کند (ریویر، 1385: 52). فکوهی نیز که در اثر خویش سهم بسزایی به اندیشه های کهنتر انسان شناسی (مسلمان و غیر مسلمان) اختصاص داده است در حالیکه که به دیگران بیشتر می پردازد سهم بسیار ناچیزی به بیرونی اختصاص داده است (ن.ک: فکوهی، 1386: 61-80).
برجستگی بیرونی نسبت به دیگر متفکران اجتماعی مسلمان در چند نکته آشکار است:
الف) بیرونی بیش از دیگران از روشهای تجربی، استقراء و مشاهده استفاده کرده است، او نسبت به دیگران «کار میدانی» بیشتر و حرفه ای تری را انجام داده است. در مقایسه با فارابی و ابن خلدون باید گفت، ایشان بسیار کمتر از بیرونی «کار میدانی» کرده اند. علاوه بر اینکه روش محبوب فارابی روش های «تعقلی، تعبدی و تجربی» است (پژوهشگاه حوزه و دانشگاه 27) اما او سهم بسیار بیشتری برای قیاس قایل است تا استقراء تا جایی که بیرونی به این مساله انتقاد دارد، انتقاد بیرونی از چنان روش تعقلی در گفتگوهای انتقادی اش با بوعلی سینا دیگر فیسوف هم عصر وی هویداست (پژوهشگاه حوزه و دانشگاه، 116) گرچه هر سه اندیشمند نام برده (فارابی، بوعلی سینا و بیرونی) به هر دو روش تعقلی و تجربی عنایت داشته اند اما از آنجا که توجه بیرونی به روش تجربی بیشتر است ادبیات وی به علوم اجتماعی مدرن نزدیک تر است. ابن خلدون نیز بیشتر در پی دریافت قواعد کلی ای بوده است که همه جوامع بشری را در بر بگیرد، این چنین قصدی شیوه تحقیق وی را به جامعه شناسی نزدیک تر می کند (ن.ک: پژوهشگاه حوزه و دانشگاه، 1389).
ب) بیرونی بیش از دیگران روی «یک جامعه خاص» کار کرده است. هیچ یک از کسانی که به عنوان متفکران اجتماعی مسلمان نامبردار شده اند نتوانسته اند همچون بیرونی یک تک نگاری درباره جامعه ای خاص (هندوستان) ارائه دهند. گرچه بیشتر سفرنامه ها نیز تلاش کرده اند از طریق استقراء و مشاهده اطلاعاتی به دست آورند اما این اطلاعات معمولا چنان جزئی است و میدان تحقیق چنان وسیع و مجموعه اثر (سفرنامه) چنان لجام گسیخته است که نمی تواند یک تک نگاری مردمشناسانه محسوب شود.
ابن بطوطه (1369-1304)، ابن فضلان (قرن 9 میلادی)، ادریسی (1166-1100)، ناصر خسرو (1003-1088) و.. از جمله مهمترین سفرنامه نویسان مسلمان بوده اند که به نوعی به «مشاهده مردم دیگر» پرداخته اند (ن.ک: فکوهی، 1386: 61-80)، اما هرگز نخواسته اند یا نتوانسته اند روی جامعه خاصی تاکید کنند و داده های پراکنده و جسته گریخته ای از جوامع مختلف ارائه داده اند.
ج) بیرونی بیش از دیگران از قوم مداری دوری جسته است و همواره کوشیده فرایند مشاهده خود را از آسیب ها محافظت کند. در مشاهدات و آثار کسانی چون ابن فضلان، ابن بطوطه و.. همواره با مطالبی برخورد می کنیم که نشان از قوم مداری شدید ایشان و نگاه نفرت بار و سوگیرانه نسبت به فرهنگ های (غیر مسلمان) مورد مطالعه دارد. (فکوهی، 1386: 67 و 75)

نتیجه گیری:
ابوریحان بیرونی در بخشی از آثار خویش به راستی یک انسان شناس است ولو اینکه اصرار بر تعاریف مدرن این علم داشته باشیم، بیرونی در آنچه می توان تک نگاری وی از جامعه هندوستان (تحقیق ماللهند) نامید به مشاهده میدانی پرداخته است، تاکید وی بر عینی بودن و بی طرف بودن مشاهده بوده است. وی به خوبی از وجود تصوراتی که انسان شناسان «قوم مداری» نامیده اند در فرهنگ خویش (پژوهشگر) و فرهنگ مورد مطالعه خویش (هندوستان) آگاهی داشته است.
بررسی ما از آثار بیرونی نشان می دهد وی هم از بینش انسان شناختی قابل قبولی برخوردار بوده است و هم روش های مناسبی در تلاش علمی خویش به کار گرفته است. وی به خاطر 1- استفاده بیشتر از روش استقرائی و مطالعه میدانی 2- تاکید بر روی یک جامعه خاص 3- دوری از قوم مداری و سوگیری در مشاهده از دیگر متفکران اجتماعی مسلمان هم عصر خویش بارز و به شاخه انسان شناسی نزدیک تر است.



مجله هنری هنر پارسیان



www.honarvaran1.blogfa.com


موضوعات مرتبط: هنری
برچسب‌ها: ابوریحان بیرونی, بیرونی, اندیشه های ابوریحان بیرونی, افکار ابوریحان بیرونی, ابوریحان
[ چهارشنبه بیست و پنجم بهمن 1391 ] [ 14:53 ] [ مدیریت هنر پارسیان ]

فرهنگ و هنر - مقالات خوشنویسی - کتیبه نویسی

در باغ ارم نیز کتیبه‌اى از میرزا آقاى زنجانى وجود دارد. اثرى نیز از میرزا غلامرضا اصفهانى در مسجد سپهسالار کار شده است. و نمونه‌هاى دیگرى که در مکان‌هاى مختلف اجرا شده است.   
خط در بناها بصورت کاشى‌کارى و گچکارى اجرا مى‌شده است. روى سنگ بطور مستقیم نوشته مى‌شده است؛ اما در کاشى‌کارى و گچکارى خط ابتدا نوشته مى‌شده و بعد به وسیلهٔ کاشى‌کار یا گچبر اجرا مى‌شده است...

کتیبه‌نویسی، یکى از اشکال و گونه‌هاى ارائه خوشنویسى است که در تزئینات معمارى بخصوص در دورهٔ اسلامى رواج داشته است. در کتیبه‌نویسى بیشتر از خطوط عربى و کوفى استفاده شده است. از دلایل این امر اتصال حروف به یکدیگر در خطوط عربى است و این پیوستگى با خطوط عمودى ساختمان آهنگى ایجاد مى‌کند و خطوط افقى ایجاد توازن مى‌نماید.
خوشنویسى در ایران مایهٔ اصلى تزئینات در فن معمارى به‌حساب مى‌آید. حروف نوشته‌هاى نقش رستم در دورهٔ هخامنشى اولین نمونه‌هاى این کاربرد است. سپس در دورهٔ اسلامى این زمینه بیشتر فراهم گردیده که بیشتر از الفباى عربى براى این قالب استفاده مى‌شود. حروف الفباى عربى از ترکیب خطوط عمودى و افقى تشکیل شده، با طرحى پیوسته و لذا هم از جهت ترکیب یکدیگر، خود را در اختیار تزئینات معنوى قرار مى‌دهد و هم از نظر ترکیب با سایر عوامل ترئینی. در بناهاى سلجوقى مانند داخل برج پیر علمدار دامغان از خط کوفى استفاده شده است. انواع خطوط کوفى در آثار معمارى اسلامى ایران با روش حجاری، گچبری، کاشى‌کارى و آجرکارى بکار رفته است.  
از نمونه‌هاى بکارگیرى خط کوفى یکى مسجد نائین است مربوط به قرن چهارم هجرى که محراب و طاق بالاى آن داراى تزئینات هندسى و خطى است. نمونهٔ دیگر برج مسعود غزنوى است که در بالاى آن یک حلقه کتیبه به تاریخ ۵۰۸ هجرى کار شده است.   
در گچ‌برى‌هاى مسجد اردستان نیز بکارگیرى حروف کوفى بچشم مى‌خورد و بسیارى نمونه‌هاى دیگر از جمله مسجد امام اصفهان.   
آنچه در کتیبه‌نویسى مهم است ترکیب‌بندى و اجراست. کتیبه‌نویسى نستعلیق از دورهٔ صفویه آغاز شد و از علیرضا عباسى کتیبه‌هاى زیادى در دست است. در امامزاده عبدالله تهران و نیز در شاهچراغ کتیبه‌هایى وجود دارد که متعلق به کاتب همایون است.



کتيبه‌نويسى

کتيبه‌نويسي، يکى از اشکال و گونه‌هاى ارائه خوشنويسى است که در تزئينات معمارى بخصوص در دورهٔ اسلامى رواج داشته است. در کتيبه‌نويسى بيشتر از خطوط عربى و کوفى استفاده شده است. از دلايل اين امر اتصال حروف به يکديگر در خطوط عربى است و اين پيوستگى با خطوط عمودى ساختمان آهنگى ايجاد مى‌کند و خطوط افقى ايجاد توازن مى‌نمايد.
خوشنويسى در ايران مايهٔ اصلى تزئينات در فن معمارى به‌حساب مى‌آيد. حروف نوشته‌هاى نقش رستم در دورهٔ هخامنشى اولين نمونه‌هاى اين کاربرد است. سپس در دورهٔ اسلامى اين زمينه بيشتر فراهم گرديده که بيشتر از الفباى عربى براى اين قالب استفاده مى‌شود. حروف الفباى عربى از ترکيب خطوط عمودى و افقى تشکيل شده، با طرحى پيوسته و لذا هم از جهت ترکيب يکديگر، خود را در اختيار تزئينات معنوى قرار مى‌دهد و هم از نظر ترکيب با ساير عوامل ترئيني. در بناهاى سلجوقى مانند داخل برج پير علمدار دامغان از خط کوفى استفاده شده است. انواع خطوط کوفى در آثار معمارى اسلامى ايران با روش حجاري، گچ‌بري، کاشى‌کارى و آجرکارى بکار رفته است.
از نمونه‌هاى بکارگيرى خط کوفى يکى مسجد نائين است مربوط به قرن چهارم هجرى که محراب و طاق بالاى آن داراى تزئينات هندسى و خطى است. نمونهٔ ديگر برج مسعود غزنوى است که در بالاى آن يک حلقه کتيبه به تاريخ ۵۰۸ هجرى کار شده است.
در گچ‌برى‌هاى مسجد اردستان نيز بکارگيرى حروف کوفى بچشم مى‌خورد و بسيارى نمونه‌هاى ديگر از جمله مسجد امام اصفهان.
آنچه در کتيبه‌نويسى مهم است ترکيب‌بندى و اجراست. کتيبه‌نويسى نستعليق از دورهٔ صفويه آغاز شد و از عليرضا عباسى کتيبه‌هاى زيادى در دست است. در امامزاده عبدالله تهران و نيز در شاهچراغ کتيبه‌هايى وجود دارد که متعلق به کاتب همايون است.
در باغ ارم نيز کتيبه‌اى از ميرزا آقاى زنجانى وجود دارد. اثرى نيز از ميرزا غلامرضا اصفهانى در مسجد سپهسالار کار شده است. و نمونه‌هاى ديگرى که در مکان‌هاى مختلف اجرا شده است.
خط در بناها بصورت کاشى‌کارى و گچ‌کارى اجرا مى‌شده است. روى سنگ بطور مستقيم نوشته مى‌شده است؛ اما در کاشى‌کارى و گچ‌کارى خط ابتدا نوشته مى‌شده و بعد به وسيلهٔ کاشى‌کار يا گچ‌بر اجرا مى‌شده است.


تارنمای هنری ، هنر پارسیان

www.honarvaran1.blogfa.com


موضوعات مرتبط: آموزشی، علمی
برچسب‌ها: کتیبه, کتیبه نویسی, خوشنویسی کردن, خطاطی, خط نوشتن
[ چهارشنبه بیست و پنجم بهمن 1391 ] [ 14:34 ] [ مدیریت هنر پارسیان ]
[ دوشنبه چهارم دی 1391 ] [ 22:54 ] [ مدیریت هنر پارسیان ]

ایام سوگواری سرور و سالار شهیـــدان

 

حضرت اباعبدالله الحسین علیه السلام

 

تسلیت باد

:::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::

مدیریت مجله هنری،هنر پارسیان


برچسب‌ها: ایام سوگواری ابا عبدالله الحسین علیه السلام تسلیت
[ جمعه سوم آذر 1391 ] [ 19:34 ] [ مدیریت هنر پارسیان ]

شیخ زاهد گیلانی

:::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::


موضوعات مرتبط: شیخ زاهد گیلانی
برچسب‌ها: شیخ زاهد گیلانی, لاهیجان, آرامگاه شیخ زاهد
ادامه مطلب
[ شنبه بیستم آبان 1391 ] [ 15:17 ] [ مدیریت هنر پارسیان ]

 

چهره ی آشنای موسیقی ایران

 

استاد کیــــهـــان کلـــهر


موضوعات مرتبط: هنری، استاد کیهان کلهر
برچسب‌ها: استاد کیهان کلهر, استاد کلهر, کیهان کلهر, کلهر کیهان
ادامه مطلب
[ جمعه چهاردهم مهر 1391 ] [ 18:19 ] [ مدیریت هنر پارسیان ]

 

شهادت حضرت علی علیه السلام را به همه تسلیت عرض می کنم.


برچسب‌ها: شهادت حضرت علی علیه السلام
[ چهارشنبه هجدهم مرداد 1391 ] [ 0:38 ] [ مدیریت هنر پارسیان ]

دوستان عزیزم سلام

  

یه جایی خونده بودم که نوشته بود

 

 

ما هر روزی که به دنیا می آییم انگاری اون روز

 

 تازه متولد شده ایم

 

و امروز

 

 روز تولد منه

 

پس تولدم مبـــــــــــــــــــــــــــارک

 

 

امیدوارم سالی پراز شادی

 

و موفقیت در کنارتان داشته باشم.

 

موفقیت تان افزون


موضوعات مرتبط: هنری، اجتماعی
برچسب‌ها: تولد
[ شنبه هفتم مرداد 1391 ] [ 10:26 ] [ مدیریت هنر پارسیان ]

پروفسور محمدحسن گنجی

پروفسور محمدحسن گنجی
زادروز ۲۱ خرداد ۱۲۹۱
بیرجند
درگذشت ۲۹ تیر ۱۳۹۱
تهران
علت مرگ زمین خوردن در منزل شخصی و خونریزی مغزی
محل زندگی تهران
ملیت ایرانی پرچم ایران
از دانشگاه دانشگاه خوارزمی
دانشگاه ویکتوریای منچستر
دانشگاه کلارک
پیشه هیئت علمی دانشگاه
نهاد دانشگاه تهران، دانشگاه شهید بهشتی
لقب پدر جغرافیای نوین و هواشناسی ایران
منصب استاد
همسر لطیفه جوادزاده
جایزه‌ها دانشمند سال ۲۰۰۰ هواشناسی
استاد ممتاز دانشگاه تهران

 

ادامه را می توانید در ادامه مطلب هنر پارسیان مطالعه فرمائید.

 

 

مدیر وبسایت هنر پارسیان


موضوعات مرتبط: پروفسور گنجی
برچسب‌ها: کوتاه اما باورنکردنی, ناگفته های زندگی پروفسور گنجی, پدرعلم هواشناسی
ادامه مطلب
[ یکشنبه یکم مرداد 1391 ] [ 22:23 ] [ مدیریت هنر پارسیان ]

درگذشت پدر جغرافیای نوین و هواشناسی ایران

 

پروفسور محمد حسن گنجی

 

را به خانواده محترم شان

 

و همه تسلیت عرض می کنم.


موضوعات مرتبط: پروفسور گنجی
برچسب‌ها: پروفسور محمد حسن گنجی, پدرعلم جغرافیای نوین و هواشناسی ایران
[ یکشنبه یکم مرداد 1391 ] [ 22:11 ] [ مدیریت هنر پارسیان ]

فرا رسیدن

 

 

ماه مبارک رمضان

 

 

را به همه تبریک عرض می کنم

 

 

امیدوارم که برکات این ماه عزیز شامل همه شود.

 

 

مدیریت هنر پارسیان


برچسب‌ها: ماه مهمانی خدا
[ شنبه سی و یکم تیر 1391 ] [ 22:38 ] [ مدیریت هنر پارسیان ]

 

 

میلاد با سعادت منجی عالم بشریت

 

حضرت مهدی موعود ( عج )

 

را به تموم دوستان قدرتمندم تبریک عرض می کنم.

 


برچسب‌ها: میلاد با سعادت منجی عالم بشریت
[ پنجشنبه پانزدهم تیر 1391 ] [ 1:24 ] [ مدیریت هنر پارسیان ]

 

بهشتی یک ملت بود برای ما ( امام خمینی -ره - )


برچسب‌ها: شهید دکتر بهشتی
[ سه شنبه ششم تیر 1391 ] [ 23:45 ] [ مدیریت هنر پارسیان ]
 

در زمان تدریس در دانشگاه پرینستون دکتر حسابی تصمیم می گیرند سفره ی هفت سینی برای انیشتین و جمعی از بزرگترین دانشمندان دنیا از جمله "بور"، "فرمی"، "شوریندگر" و "دیراگ" و دیگر استادان دانشگاه بچینند و ایشان را برای سال نو دعوت کنند. آقای دکتر خودشان کارتهای دعوت را طراحی می کنند و حاشیه ی آن را با گل های نیلوفر که زیر ستون های تخت جمشید هست تزئین می کنند و منشا و مفهوم این گلها را هم توضیح می دهند.. چون می دانستند وقتی ریشه مشخص شود برای طرف مقابل دلدادگی ایجاد می کند. دکتر می گفت: " برای همه کارت دعوت فرستادم و چون می دانستم انیشتین بدون ویالونش جایی نمی رود تاکید کردم که سازش را هم با خود بیاورد. همه سر وقت آمدند اما انیشتین 20دقیقه دیرتر آمد و گفت چون خواهرم را خیلی دوست دارم خواستم او هم جشن سال نو ایرانیان را ببیند. من فورا یک شمع به شمع های روشن اضافه کردم و برای انیشتین توضیح دادم که ما در آغاز سال نو به تعداد اعضای خانواده شمع روشن می کنیم و این شمع را هم برای خواهر شما اضافه کردم. به هر حال بعد از یک سری صحبت های عمومی انیشتین از من خواست که با دمیدن و خاموش کردن شمع ها جشن را شروع کنم. من در پاسخ او گفتم : ایرانی ها در طول تمدن 10هزار ساله شان حرمت نور و روشنایی را نگه داشته اند و از آن پاسداری کرده اند. برابرای ما ایرانی ها شمع نماد زندگیست و ما معتقدیم که زندگی در دست خداست و تنها او می تواند این شعله را خاموش کند یا روشن نگه دارد." برای ما ایرانی ها شمع نماد زندگیست و ما معتقدیم که زندگی در دست خداست و تنها او می تواند این شعله را خاموش کند یا روشن نگه دارد."

آقای دکتر می خواست اتصال به این تمدن را حفظ کند و می گفت بعدها انیشتین به من گفت:   " وقتی برمی گشتیم به خواهرم گفتم حالا می فهمم معنی یک تمدن 10هزارساله چیست. ما برای کریسمس به جنگل می رویم درخت قطع می کنیم و بعد با گلهای مصنوعی آن را زینت می دهیم اما وقتی از جشن سال نو ایرانی ها برمی گردیم همه درختها سبزند و در کنار خیابان گل و سبزه روییده است."

 

بالاخره آقای دکتر جشن نوروز را با خواندن دعای تحویل سال آغاز می کنند و بعد این دعا را تحلیل و تفسیر می کنند. به گفته ی ایشان همه در آن جلسه از معانی این دعا و معانی ارزشمندی که در تعالیم مذهبی ماست شگفت زده شده بودند. بعد با شیرینی های محلی از مهمانان پذیرایی می کنند و کوک ویلون انیشتین را عوض می کنند و یک آهنگ ایرانی می نوازند. همه از این آوا متعجب می شوند و از آقای دکتر توضیح می خواهند. ایشان می گویند موسیقی ایرانی یک فلسفه، یک طرز تفکر و بیان امید و آرزوست. انیشتین از آقای دکتر می خواهند که قطعه ی دیگری بنوازند. پس از پایان این قطعه که عمدأ بلندتر انتخاب شده بود انیشتین که چشمهایش را بسته بود چشم هایش را باز کرد و گفت" دقیقا من هم همین را برداشت کردم و بعد بلند شد تا سفره هفت سین را ببیند.

 

آقای دکتر تمام وسایل آزمایشگاه فیزیک را که نام آنها با "س" شروع می شد توی سفره چیده بود و یک تکه چمن هم از باغبان دانشگاه پرینستون گرفته بود. بعد توضیح می دهد که این در واقع هفت چین یعنی 7 انتخاب بوده است. تنها سبزه با "س" شروع می شود به نشانه ی رویش. ماهی با "م" به نشانه ی جنبش، آینه با "آ" به نشانه ی یکرنگی، شمع با "ش" به نشانه ی فروغ زندگی و ... همه متعجب می شوند و انیشتین می گوید آداب و سنن شما چه چیزهایی را از دوستی، احترام و حقوق بشر و حفظ محیط زیست به شما یاد می دهد. آن هم در زمانی که دنیا هنوز این حرفها را نمی زد و نخبگانی مثل انیشتین، بور، فرمی و دیراک این مفاهیم عمیق را درک می کردند. بعد یک کاسه آب روی میز گذاشته بودند و یک نارنج داخل آب قرار داده بودند. آقای دکتر برای مهمانان توضیح می دهند که این کاسه 10هزارسال قدمت دارد. آب نشانه ی فضاست و نارنج نشانه ی کره ی زمین است و این بیانگر تعلیق کره زمین در فضاست. انیشتین رنگش می پرد عقب عقب می رود و روی صندلی می افتد و حالش بد می شود. از او می پرسند که چه اتفاقی افتاده؟ می گوید : "ما در مملکت خودمان 200 سال پیش دانشمندی داشتیم که وقتی این حرف را زد کلیسا او را به مرگ محکوم کرد اما شما از 10هزار سال پیش این مطلب را به زیبایی به فرزندانتان آموزش می دهید. علم شما کجا و علم ما کجا؟!"

خیلی جالب است که آدم به بهانه ی نوروز، فرهنگ و اعتبار ملی خودش را به جهانیان معرفی کند.

 

مدیر وبسایت هنری هنر پارسیان

 

http://honarvaran1.blogfa.com


 


موضوعات مرتبط: دکتر حسابی
برچسب‌ها: وقتی دکتر حسابی همه را حیرت زده کرده
[ دوشنبه بیست و نهم خرداد 1391 ] [ 22:47 ] [ مدیریت هنر پارسیان ]

فرا رسیدن عید بزرگ مبعث را

 

 

به تمام دوستانم تبریک عرض می کنم

 


برچسب‌ها: عید مبعث
[ دوشنبه بیست و نهم خرداد 1391 ] [ 11:56 ] [ مدیریت هنر پارسیان ]

با عرض سلام و احترام

 

از وزیر محترم درخواست می کنیم

 

لطفا به نمایشگاه و موزه هایی که برای خط و خوشنویسی وجود دارد و یا اصلا ورود

 

آن برای عموم آزاد است و یا نیست سری بزنید.

 

آثاری از بزرگان قدیم وجود دارند که علاقمندان با الهام گرفتن از آنها

 

راهی به سوی موفقیت به روی خودشون باز کنند  ولی متاسفانه

 

بعضی از موزه ها اثرهای بزرگان چون استاد میرعماد و یا بزرگان دیگر

 

را از دید عموم مخفی کرده و در قسمتی

 

بایگانی کرده اند .

 

آیا اینکار صحیح است؟

 

تازه بعضی از آن آثار را  فقط می توانند اساتید بزرگ خیلی اندک تماشا کنند.

 

حتی بعضی از آثار تا حالا چاپ نشده و یا آنها که چاپ شده

 

از چاپ شان ۲۰ تا ۳۵ سال شاید بگذرد.

 

 

منتظر کمک و مساعدت شما هستیم.

 

 

 سپاسگزاریم

 

شاداب و موفق باشید


برچسب‌ها: شکواییه و کمک
[ سه شنبه نهم خرداد 1391 ] [ 15:49 ] [ مدیریت هنر پارسیان ]

دوستان عزیز و هنرمندم سلام

 

امروز که از چند مکان تاریخی بازدید میکردم متوجه شدم که متاسفانه

 

از این بناها که تاریخ کشورماست به نحوی که باید و شاید نگهداری

 

 نمی شود والبته گله مندیم از سازمان میراث که باید از 

 

 تاریخ کشورمان درجای جای کشور مواظبت و نگهداری کند

 

ولی متاسفانه حقیقت ظاهراً غیر از این است.

 

والبته رسیدگی به این امور در زمانی که کاملا ویران شده و یا

 

ازبین رفته با تغییراتی که حتما صورت میگیرد

 

کار جالبی نمی تواند باشد.

 

و به طبع با ازبین رفتن آن هم شاهد توریست کمتری خواهیم بود.

 

امیدوارم که این سازمان با قدرت هرچه سریعتر

 

وظیفه خود را که ترمیم این بناهاست

 

را به خوبی انجام دهد.

 

سپاسگزاریم

 

موفقیت و سرافرازی آرزوی ما برای این سازمان


برچسب‌ها: یک شکایت, یک پیشنهاد
[ یکشنبه سی و یکم اردیبهشت 1391 ] [ 17:41 ] [ مدیریت هنر پارسیان ]

 

با عرض سلام و احترام

 

شنیدم که دیشب جناب استاد ایرج قادری

 

در سن ۷۷ سالگی درگذشتند.

 

این ضایعه بزرگ را به خانواده محترمشان ، جامعه هنری و تموم دوستانم

 

 تسلیت عرض می کنم.

 

و برای بازمانده گان صبر آرزومندم.

 

روح ایشان در برابر مهربان خداوند بزرگ شاد باد

 

مدیر وبسایت هنری هنر پارسیان

 

http://honarvaran1.blogfa.com


موضوعات مرتبط: استاد زنده یاد ایرج قادری
برچسب‌ها: استاد ایرج قادری
[ یکشنبه هفدهم اردیبهشت 1391 ] [ 15:44 ] [ مدیریت هنر پارسیان ]

 

استاد فریدون پوررضا پدر موسیقی گیلان درگذشت :

"فریدون پوررضا در ۳ مهر ۱۳۱۱ در لشت نشا متولد شد. تحصیلات ابتدایی را در مدرسه ناصر خسرو به

 پایان رساند و سپس در مغازه پدر به آرایشگری پرداخت. او از استادان آواز یونس دردشتی، سعادتمند

 قمی و غلامحسین بنان آواز ایرانی را آموخت و در سال ۱۳۳۳ کار تعزیه را به همراه علی به کیش آغاز

 نمود. او در همان سال نمایشنامه‌ای برای تئاتر و اجرای آن در سالن سینمای لشت نشاء نگاشت.

شش سال بعد در آزمون خوانندگی رادیو گیلان رتبه اول را کسب کرد و به طور رسمی به عنوان خواننده

شروع به کار نمود.از اردیبهشت ۱۳۵۰ همکاری با تلویزیون را آغاز کرد. و در همان سال به عنوان پژوهشگر

واهای بومی و با همراهی مشاهیر فرهنگی و هنری ایران سیمین دانشور، محیط طباطبائی، منوچهر آ

تشی، محمود عنایت، ایرج افشار و دیگر استادان برجسته دانشگاه تهران به لندن سفر کرد.وی در سال

 ۱۳۶۷ همکاری اش را با اداره کل فرهنگ و ارشاد اسلامی ایران به عنوان کارشناس موسیقی آغاز و در همان

سال کنسرتی رادر رشت برگزار نمود. از آن تاریخ به بعد به ترتیب در شیراز، همدان، آلمان، رشت و تهران

 به اجرای برنامه و کنسرت پرداخت. دو کاست می گیلان و گیله لو آثار بعد از انقلاب اوست. در سال ۱۳۷۹

تیتراژ و متن سریال پس از باران را اجرا و یک سال بعد مقام اول موسیقی در فیلم و سریال‌های کشور را

از آن خود کرد. فریدون پوررضا برداشتی متفاوت از موسیقی فولکلور ارائه داده است. او از ملودی‌های

 دیلمان، گالش و گیلک در این راه استفاده کرد . او با تحقیق در زمینه ء موسیقی، بسیاری از

ظرفیت‌های موسیقی گیلان را رشد داد و به گیلان و ایران معرفی نمود.

استاد فریدون پوررضا، خواننده و موسیقیدان پیشکسوت گیلک زبان و صاحب نظر در زمینه موسیقی

فولکلوریک گیلکی بر اثر بیماری عصر امروز (23 فروردین) در رشت درگذشت.

 

استاد پوررضا که مدتی را به علت بیماری تنفسی آسم در بستر بیماری به سر می برد، در سن 80

سالگی دارفانی را وداع گفت.

 

این استاد موسیقی در سال 1367 همکاری اش را با اداره کل فرهنگ و ارشاد اسلامی گیلان به عنوان

کارشناس موسیقی آغاز و در همان سال کنسرتی را در رشت برگزار کرد.

 

بر اساس این گزارش، دو کاست "می گیلان" و "گیله لو" از آثار این پیشکوست عرصه موسیقی کشور

است.

 

فریدون پور رضا، در سال 1379 تیتراژ و متن سریال پس از باران را اجرا و یک سال بعد مقام اول موسیقی

در فیلم و سریال‌های کشور را از آن خود کرد.

 

وی برداشتی متفاوت از موسیقی فولکلور ارائه داده است. او از ملودی‌های دیلمان، گالش و گیلک در این

راه استفاده کرده و با تحقیق در زمینه موسیقی، بسیاری از ظرفیت‌های موسیقی گیلان را رشد داد و به

گیلان و ایران معرفی نمود.

 

گفتنی است، مراسم تشییع پیکر استاد فریدون پوررضا، پدر موسیقی گیلان فردا پنج شنبه ۲۴ فروردین ماه ۱۳۹۱ ساعت ۱۰ صبح از روبه روی مجتمع خاتم الانبیاء رشت برگزار می گردد می شود.

 

روح ایشان در برابر مهربان خداوند بزرگ شاد باد


موضوعات مرتبط: استاد زنده یاد فریدون پوررضا
برچسب‌ها: پوررضا, استاد فریدون پوررضا
[ پنجشنبه بیست و چهارم فروردین 1391 ] [ 0:0 ] [ مدیریت هنر پارسیان ]

 

با عرض سلام و احترام

 

درگذشت استاد بزرگ موسیقی و آواز گیلان و ایران

 

استاد فریدون پوررضا

 

را به خانواده محترمشان ، گیلانی های هنرمند و

 

به جامعه هنری تسلیت می گویم.

 

واز خداوند منان برای ایشان بهشت جاویدان

 

و برای خانواده محترمشان صبر آرزومندم.

 

مدیریت موسسه هنری هنر پارسیان - مهدی


موضوعات مرتبط: استاد زنده یاد فریدون پوررضا
برچسب‌ها: استاد فریدون پوررضا, استاد پوررضا
[ چهارشنبه بیست و سوم فروردین 1391 ] [ 23:36 ] [ مدیریت هنر پارسیان ]

پیام تبریک محمدرضا شجریان به آقای اصغر فرهادی برای دریافت جایزه اسکار

دهم اسفند ۱۳۹۰

 

جناب اصغر فرهادی


در این زمانه استعدادکش هنرستیزی که همه درها به روی هنرمندان و نویسندگان و سینماگران آزاداندیش جز یک در بسته است شما و همکارانتان با دست خالی شیرین کاشتید و شگفتی آفریدید و جایزه ارزنده اسکار فیلم زیبای جدایی نادر از سیمین را در سال ۲۰۱۲ با همه رقابتهای تنگاتنگ سینماگران جهان برای مردم خود به ارمغان آوردید.
جناب فرهادی شما با کارگردانی و تهیه این فیلم، وجدان و شرف طبقه تنگدست مردم نجیب ایران را به جهانیان شناساندید که به مراتب از دریافت جایزه اسکار مفیدتر بود.
درود به شرفت  درود به پشتکار و شهامتت. مفتخرم به یکایک همکاران شما و بازیگران که شگفتی آفریدند، سرکارخانم لیلا حاتمی، ساره بیات، سارینا فرهادی و جنابان پیمان معادی، شهاب حسینی و شهبازی و فیلم بردار آقای محمود کلاری آفرین و تبریک بگویم.


سرفراز و برقرار باشید

محمدرضا شجریان


موضوعات مرتبط: استاد محمدرضا شجریان
برچسب‌ها: پیام تبریک استاد محمدرضا شجریان به اصغر فرهادی
[ جمعه چهارم فروردین 1391 ] [ 0:40 ] [ مدیریت هنر پارسیان ]
خانه سینماجایش در قلبهای ماست...به هنرمند گرامی" اصغر فرهادی" و گروهش تبریک چند منظوره باید گفت...
_______________________________________________________________

همایون شجریان باانتشار پیام تبریکی در نشریه نسل امروز به بقیه هنرمندانی پیوست که موفقیت این فیلم راتبریک گفته اند.


             

همایون شجریان پیام خودرا اینگونه نوشته :یکی بود یکی نبود ،غیر از خدا هیچ کس نبود . می خوام بگم واقعا لذت بردم . بدون شک گرفتن این جایزه پیروزی قشنگی محسوب می شه برای سینما وسینماگران و تا مدتها نام زیبای ایران را بر سر زبانها می اندازه .به خانه سینما که جایش در قلبهای ماست .

به هنرمند گرامی" اصغر فرهادی" و به همه عزیزان "جدایی نادر ازسیمین"تبریک چند منظوره باید گفت .سپاس بی کران.



موضوعات مرتبط: استاد همایون شجریان
برچسب‌ها: پیام تبریک همایون شجریان به اصغر فرهادی
[ پنجشنبه سوم فروردین 1391 ] [ 19:15 ] [ مدیریت هنر پارسیان ]

با عرض سلام و احترام

لازم دانستم که یادی کنم از یک استاد

که شاید این روزها کمتر از او یاد می شود

و هنرمندان و دوستداران صدای آسمانی او هیچ گاه او را فراموش

نکرده اند و همیشه یاد او را گرامی می دارند

استاد محمدرضا شجریان

 کاش

 

بیشتر یاد افرادی باشیم که  رنج ها کشیده اند

تا شده اند نامی بر زبانها

 

-----------------------------------------------------------

تذکر به مسئولین محترم

 

لطفا ً نگذارید که سنت های مان فراموش شود

 

چون سنت ها باید الگویی باشد و از آنها باید بهره جست.

 

===============================

از یادمان نرود که

 

نگذاریم که کار از کار بگذرد چون . . .

 

====================

هنر پارسیان

موفقیت تان افزون


موضوعات مرتبط: استاد محمدرضا شجریان
برچسب‌ها: یادی از یک استاد
[ پنجشنبه سوم فروردین 1391 ] [ 19:12 ] [ مدیریت هنر پارسیان ]

سال ۱۳۹۱ هجری خورشیدی

 

سال

 

تولید ملی

 

حمایت از کار

 

و سرمایه ایرانی مبارک باد

 

-------------------------------

مدیر وبسایت هنری هنر پارسیان


برچسب‌ها: سال 1391, سال تولید ملی, حمایت از کار و سرمایه ایرانی
[ سه شنبه یکم فروردین 1391 ] [ 10:11 ] [ مدیریت هنر پارسیان ]

فرا رسیدن سال ۱۳۹۱ هجری خورشیدی

را به تمام دوستان هنرمندم و ملت ایران

تبریک عرض می کنم.

امیدوارم که سال خوب و خوش

همراه با موفقیت داشته باشید.

--------------------------------------------------------------------------

مدیر وبسایت هنری ، هنر پارسیان

http://www.honarvaran1.blogfa.com


برچسب‌ها: سال نو مبارک, سال 1391
[ دوشنبه بیست و نهم اسفند 1390 ] [ 11:28 ] [ مدیریت هنر پارسیان ]

زنده یاد استاد جلال ذوالفنون

 

متولد ۱۳۱۶‎/۱۲‎/۱۶ ، آباده فارس
نوازنده و مدرس سه تار، نواساز، مسلط به نواختن تار و ویلن
تحصیل در هنرستان موسیقى ملى
ورود به دانشكده هنرهاى زیبا و اخذ مدرك لیسانس موسیقى
حضور در مركز حفظ و اشاعه موسیقى ایران و بهره مندى از محضر استادان مركز و مكتب برومند
برخى از آثار او عبارتند از:
گل صد برگ، آتش در نیستان (با صداى شهرام ناظرى) ، پرند، پیوند، تكنوازى سه تار و...
 

اشاره: جلال ذوالفنون، تنها یك استاد موسیقى نیست. مجموعه اى است از دانش، تسلط به فن اجرا و جهان بینى خاص كه هنرمندانى چون او دارند. واقع بینى آمیخته به تخیلى كنترل شده، خیالى آزاد و درعین حال مقید به انگاره هاى فرهنگ اصیلى كه در آن رشد كرده، قلندرى و شوریدگى وسلوكى كه انگار پایانى ندارد. صداى سه تار او، هنگامى هم كه دیگر سه تار نمى نوازد، در گوش و هوش مخاطب هایش طنین انداز است.

طرفداران پرشور ساز او، معتقدند كه ذوالفنون در ساحت ناخودآگاه آنها موسیقى مى نوازد. واقعیت این است كه به تعبیر استاد زنده یاد امیرحسن یزد گردى: " ساز عرفانى ذوالفنون" ، براى آنها كه دوستدار این نوع برخورد با سه تار وبا موسیقى ایرانى هستند، جذبه اى هوش ربا دارد.

تمام اینها، در هاله اى ظریف از طنز و ایهام و بداهه گویى هاى آنى كه مشخصه هنرمندان خلاق و رندان خلوت نشینى چون اوست،دیده مى شود.

به قول قدما: "او را كلماتى عالى است" . از جمله: "تابه خود آمدم، دیدم تار سنگینى در آغوش دارم و بار گرانى بر دوش" . در هنرستان موسیقى ملى، زمان تصدى استاد روح الله خالقى، سه تار جزو سازهاى اصلى نبود. حتى براى آن دستور (متد) مستقلى ننوشته بودند و عنوان "دستور مقدماتى تار و سه تار" ، بر كتابى بود كه زنده یادان، خالقى، موسى معروفى، زرین پنجه و... نوشته بودند و در هنرستان تدریس مى شد. برادر بزرگ او، محمود (متولد ۱۳۰۰) كه هم اكنون در آمریكا اقامت دارد، از شاگردان كلاس ویولون استاد صبا بود و از معروف ترین نوازندگان عصر خود شناخته مى شد. جلال ذوالفنون كوچك، جزو اولین گروه شاگردانى بود كه در نخستین دوره فعالیت هنرستان موسیقى ملى، با سرپرستى مستقیم استاد روح الله خالقى (در سالهاى ۱۳۳۸ ـ ۱۳۲۸) وارد شد. هم دوره هاى او نیز بعدها هنرمندان مشهورى شدند، ازجمله هوشنگ ظریف، افلیا پرتو، سمین آقارضى، ارفع اطرایى ، نصرت الله گلپایگانى و فرهاد ارژنگى كه این دو نفر آخر، جوان از جهان رفتند. علاقه ذوالفنون به سه تار بود ولى طبق برنامه درسى هنرستان مجبور شد ویولون و تار بنوازد. هم اكنون نیز وى در نواختن این دو ساز دستى گرم دارد ولى بدان تظاهرى ندارد. تنها یك بار در سال گذشته، خرق عادت كرد و برنامه اى جمع و جور ترتیب داد و با تار قطعاتى را به اجرا گذاشت و نشان داد كه "هنوز دود از كنده بر مى خیزد" .

ذوالفنون در دوره هنرستان از راهنمایى هاى استاد موسوى معروفى در نوازندگى سه تار استفاده مى كرد.استاد معروفى در آن زمان به تدریس قرآن و شرعیات در هنرستان مشغول بود و دیگر با موسیقى سروكار آشكار نداشت. درآن سالها، بعد از مدتى كوتاه كه استاد ابوالحسن صبا با هنر درخشان سه تار نوازى خود در رادیو تهران جلوه اى تازه كرده و علاقه مندان را به صداى این ساز مشتاق ساخته بود، به خواهش فرزند استادش، احمدعبادى پسر میرزا عبدالله، از سه تار زدن در رادیو كناره گرفته بود و عبادى، سلطان بلامنازع سه تار نوازى در موسیقى ایران شناخته مى شد.

از نوا در ایام این كه ذوالفنون جوان به دنبال سبك و سیاق نوازندگى عبادى نرفت و گویى از همان اول به دنبال راهى دیگر بود. راهى دور از بدعت هاى فردى و نزدیك تر به اصالت هاى هنرى قدیم.موسیقى ایران در صد سال گذشته، دوران رونق و رواج چند ساز را گذرانده است كه از میان آنها، دو ساز "تار" و "ویولون" از همه پر رونق تر بودند. زمان میرزا حسینقلى تا على نقى وزیرى ، عصر "تار" بود و زمان تأسیس رادیو تأسیس مركز حفظ و اشاعه ، یعنى مدتى كمتر از سى سال، عصر "ویولون" در موسیقى شهرى ایرانى حكمفرمایى داشت. رواج مجدد سازهاى مهجور ایرانى از قبیل سه تار و كمانچه، از اواسط دهه ۱۳۰۴ بود كه مقارن شد با تأسیس اولین دپارتمان موسیقى در دانشكده هنرهاى زیبا دانشگاه تهران (۱۳۴۴) و مركز حفظ واشاعه موسیقى (۱۳۳۷) . جلال ذوالفنون جوان جزو اولین گروه دانشجویانى بود كه به این دپارتمان وارد شد. در حالى كه پیش از آن نیز به عنوان یك موسیقیدان معتبر شناخته شده بود ودر برنامه هاى متعددى در اركسترهاى رسمى حضور داشت. جلال ذوالفنون در این مراكز با استادان بزرگى چون نورعلى برومند، یوسف فروتن و سعید هرمزى آشنا شد و از آنها درس گرفت.

او با این كه در همان زمان تحصیلات هنرستانى كاملى داشت و از مهارت عمل خوبى برخوردار بود، و با این كه بین محققان موسیقى نیز به عنوان موسیقیدانى اهل تحقیق شناخته شده بود( هرمز فرهت در سال ۱۳۳۶ به راهنمایى او با استاد صبا آشنا شد و رساله دانشگاهى خود را نوشت)، با وجود این، در ارتباط با استادان سالخورده اى كه آخرین نسل شاگردان درویش خان درآن سال ها بودند، دنیاى تازه اى به رویش باز شد كه تا پیش از آن قابل تصور نبود. آشنایى با مطالب وتكنیك ها و شگردهاى قدیمى و معاشرت با موسیقیدانانى كه حال و هوایى بسیار متفاوت با موسیقى هنرستان و موسیقى رادیو داشتند، سیر و سلوك او را در جهان اصوات، كامل كرد.

برخلاف آنچه كه تصور مى شود، نظام آموزش شفاهى در موسیقى سنتى، در عین اینكه انگاره هاى ثابتى را به هنرجو آموزش مى دهد، به طرزى نهانى، خلاقیت او را تقویت مى كند تا بعدها با گذر از مراحل تكنیك و تمرین، به بیان و لحن فردى خود دست پیدا كند و شبیه به استادش نشود. جلال ذوالفنون، محمدرضا لطفى، داریوش طلایى، حسین علیزاده، چهارهنرجوى مكتب استادان برومند، هرمزى و فروتن بوده اند اما هیچ كدام مثل یكدیگر ساز نمى نوازند. از این میان، ذوالفنون تنها كسى بود كه سه تار را به عنوان اولین و آخرین ساز تخصصى خود برگزید و بر آن وفادار ماند. با توجه به اینكه هیچ كدام از نوازندگان شناخته شده قدیم تا امروز به استثناى احمد عبادى سه تار را به عنوان تنها ساز خود برنگرفته بودند، شهامت و ایمان ذوالفنون را در این تصمیم مى توان سنجید.

با نوازندگى او بود كه سه تار به عنوان سازى مستقل، ازیین جمع نخبگان موسیقى به میان توده مردم راه یافت و ؟ سه تار او در نوارهاى گل صد برگ و آتش در نیستان و شیدایى و...در ذهن و زبان مردم علاقه مند به موسیقى، زمزمه گر شد. به قول یكى از موسیقیدانان، عصر سه تار در زمانه ما را بیش از همه با صداى سه تار ذوالفنون مى شناسند چرا كه هیچ كس بیش از او بر نواختن این ساز پافشارى نكرده است.

استاد ذوالفنون : موسیقی برای تعالی ذهن انسان است

موسیقی برای تعالی ذهن انسان است و باید برای آن از جان مایه گذاشت لذابه دنبال حركتی نو در موسیقی ایران هستیم. موسیقی ظرافت و لطافتهای وجود انسان را به وی یادآوری می‌كند و در پرتو آن توجه به حقایق زندگی بوجود می‌آید. تمام انواع موسیقی در تعالی ذهن انسان نقش ندارند بلكه بخشی از آن به این مطلب مرتبط است و بخشی از موسیقی جنبه سرگرمی دارد و معنی در آن نیست.

چون نفوذ موسیقی زیاد است وقتی بی‌معنی شود باعث اختلال و آشفتگی ذهن می‌شود و انسان را از حقایق دور می‌كند لذا این نوع موسیقی آلوده و مسموم است.

كوشش ما حركت به سوی موسیقی از نوع متعالی آن است زیرا موسیقی در تقویت ذهن و هدایت به معیارهای انسانساز نقش دارد و اكنون نیاز جامعه و فرهنگ به آن است.

باید هرچه نیروی انسانی و جوان داریم با خود همراه كنیم و به كمك اساتید جوان موسیقی، نوعی موسیقی بسازیم كه جوانپسند و جهانپسند باشد. آن نوع موسیقی متعالی است كه در آن معیارهای انسانی و یادآوریهای زیبایی وجود داشته باشد و علاوه بر آن احساس شود كه موسیقی وظیفه‌ای دارد.

اگر نگاه به موسیقی بسته به نقشی كه در ساختن فرهنگ دارد باشد طبعا حركت ما هم از جهت موسیقیدان و هم از جهت مخاطب متفاوت خواهد شد. آنچه به عنوان موسیقی در جامعه رایج است بخش بسیار كوچكی از موسیقی اصیل است و باید به مدد سرمایه‌ای كه از موسیقی داریم آثار جوان پسندانه و به روز ارایه كنیم كه حاوی پیام انسان دوستی باشد.

تقسیم بندی موسیقی را به پاپ و غیرپاپ درست نمی‌دانم بلكه موسیقی باید به دو دسته كلی خوب و بد تقسیم شود. برای پیشرفت موسیقی باید امیدمان را از ارگانهای دولتی قطع كنیم زیرا این مردم بوده‌اند كه در تمام ادوار فرهنگ و هنر را ساخته و حفظ كرده‌اند.

روحش شاد و یادش گرامی

وبسایت هنری هنر پارسیان - مهدی

http://www.honarvaran1.blogfa.com


برچسب‌ها: زندگینامه ای از استاد جلال ذوالفنون
[ دوشنبه بیست و نهم اسفند 1390 ] [ 11:3 ] [ مدیریت هنر پارسیان ]
.: Weblog Themes By Iran Skin :.

درباره وبلاگ

بسم الله الرحمن الر حیم
هنر ایران زمین همیشه در تمام جای جای این کره خاکی زبانزد عوام بوده ونام ایران ومردمش در این رابطه به نیکی یاد می شده ولی متاسفانه چه در داخل وچه در خارج از کشور ما عده بی شماری نتوانسته اندکه این هنر های گرانبها را ببینندویا حتی اطلاعات هر چند اندک د ر مورد آن داشته باشند واین بسیار ناراحت کننده و درد ناک میباشد.
لذا ما بر آن شدیم که با ساخت یک وبلاگ ترجیعا فقط برای هنر های مختلف ایران زمین وهمچنین بعضی خبر های مهم در این رابطه برای تمام دوستانی که قلبشان برای ایران عزیز می تپد وخواهان آشنایی با این هنر هاهستند را یاری کنیم امید آنکه روزی نام ایران بر بلندای این کره خاکی در تمامی زمینه ها بدرخشدوآرزوی هر انسانی این باشد که روزی از عمر خود را در این سرزمین هنرخیز بگذراند.
از تمامی دوستانی که مطالبی در این زمینه را دارنددر صورت صلاح دیدشان دعوت به همکاری می شود.
*برداشت تمامی مطالب با ذکر منبع نشان شخصیت والای شماست*
سپاسگزارم * * * مدیریت وبسایت
برچسب‌ها وب
امکانات وب

جادوی کلمات


نیت کنید و اشاره فرمایید

Online User

آمارگیر حرفه ای سایت

لینک باکس هوشمند پردیس